متفرقاتشمارهٔ ۳۶۱ صائبشاعرصائبمجموعهمتفرقاتوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعرنمای کتابیکارت تصویریمس وجود مرا درد کیمیا باشدطلای بی غش من درد بی دوا باشد۱حصار عافیت من شده است درویشیدعای جوشن من نقش بوریا باشد۲ز آشنایی مردم، گزیده هر کس شدکناره گیرد ازان سگ که آشنا باشد۳