متفرقاتشمارهٔ ۴۲۴ صائبشاعرصائبمجموعهمتفرقاتوزنمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعرنمای کتابیکارت تصویریاز بس ادب که یافت دل ما ادیب شدبیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد۱بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کنددل شد یتیم تا سخن من غریب شد۲بعد از هزار شب که شب وصل داد رویاوقات صرف پاس نگاه رقیب شد۳