نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید
یوسف از نیل به این آب نیاید بیرون
۱در چنین فصل بهاری که گل از سنگ دمید
زاهد از گوشه محراب نیاید بیرون
۲نیست از ورطه افلاک خلاصی ممکن
به شنا موج ز گرداب نیاید بیرون
۳نیست از ورطه افلاک خلاصی ممکن
به شنا موج ز گرداب نیاید بیرون
۴