زندگی‌نامه و جایگاه ادبی وحشی بافقی

کمال‌الدین (یا شمس‌الدین محمد) وحشی بافقی · Vahshi Bafqi

وحشی بافقی شاعر دورهٔ صفوی بود که به گزارش ایرانیکا حدود ۱۵۳۲ میلادی در بافق زاده شد و ۱۵۸۳ میلادی (۹۹۱ قمری) در یزد درگذشت. او پس از آموزش در یزد به کاشان رفت، در رقابت‌های شاعرانهٔ آن‌جا درگیر شد و بقیهٔ عمر را در یزد و تفت در دستگاه فرمانروایان محلی گذراند. غزل و مثنوی‌های «خلد برین»، «ناظر و منظور» و «فرهاد و شیرین» از آثار اویند؛ منظومهٔ اخیر ناتمام ماند و بعدها وصال شیرازی آن را کامل کرد.[^s1][^s2][^s4]

نویسنده و بازبین
تیم تحریریه دیوان‌سرا
تاریخ تدوین
تاریخ بازبینی
انتشار
نسخهٔ محتوا
۱

خلاصه

وحشی بافقی از شاعران دورهٔ صفوی است. دانشنامهٔ ایرانیکا او را شاعری از دورهٔ صفوی می‌نامد که حدود سال ۱۵۳۲ میلادی در بافق به دنیا آمد و در ۱۵۸۳ میلادی در یزد درگذشت.[1] کتابخانهٔ کنگره نیز سال مرگ او را ۱۵۸۳ ثبت کرده است.[4] نام او در منابع «کمال‌الدین» و در روایتی دیگر «شمس‌الدین محمد» آمده است.[1]

او ابتدا در زادگاهش و سپس در یزد آموزش دید، سپس به کاشان رفت که ایرانیکا آن را کانون بزرگ فعالیت ادبی در اوایل دورهٔ صفوی می‌خواند، و در آن‌جا در مشاعره‌ها و رقابت‌های شاعرانه درگیر شد. باقی عمرش در یزد و تفت، در خدمت فرمانروایان محلی، گذشت.[1] غزل از قالب‌هایی است که پژوهشگران آن را از نقاط قوت او می‌دانند، و در مثنوی نیز آثاری با عنوان‌های «خلد برین»، «ناظر و منظور» و «فرهاد و شیرین» دارد.[1][6]

«فرهاد و شیرین» به گزارش ایرانیکا با مقدمه و حدود پانصد بیت داستان ناتمام ماند و بعدها وصال شیرازی (درگذشتهٔ ۱۲۶۲ قمری) آن را به پایان برد و آقا مهدی صابر شیرازی ابیاتی افزود.[1][2] این صفحه پیش‌نویس تحقیقی است و هنوز بازبینی انسانی نشده است.

زندگی

نام و نسبت‌ها. ایرانیکا او را «کمال‌الدین (یا شمس‌الدین محمد) وحشی بافقی» معرفی می‌کند.[1] در رکورد مرجع کتابخانهٔ کنگره صورت‌های دیگری هم ثبت شده است، از جمله «وحشی کرمانی» و «وحشی یزدی»؛ منبع تعیین نام در این رکورد صفحهٔ عنوان یک چاپ «دیوان کلیات مولانا وحشی کرمانی» (۱۹۲۹ یا ۱۹۳۰ میلادی) است.[4] این تعدد نسبت نشان می‌دهد که نام او در چاپ‌ها و فهرست‌ها همواره یکدست نبوده است. تخلص «وحشی» در همهٔ این صورت‌ها ثابت است.

زادگاه. بافق شهری است که به گزارش ایرانیکا حدود صد کیلومتر در جنوب‌شرقی یزد و در مسیر کرمان قرار دارد.[10] ایرانیکا زادهٔ او را حدود ۱۵۳۲ میلادی می‌داند.[1] ویکی‌داده نیز سال ۱۵۳۲ را برای تولد ثبت کرده است.[5]

آموزش و کوچ به کاشان. به گزارش ایرانیکا وحشی تحصیلات خود را در بافق آغاز کرد و در یزد ادامه داد، سپس برای کار به کاشان رفت.[1] کاشان در همان مدخل «مرکز بزرگ فعالیت ادبی در اوایل دورهٔ صفوی» نامیده شده است.[1] در آن شهر او به‌زودی در نوعی مشاعرهٔ مناقشه‌آمیز و بگومگوهای شاعرانهٔ زمانه وارد شد؛ ایرانیکا از میان رقیبانش فهمی کاشانی را نام می‌برد.[1]

محتشم و رقابت کاشان. مدخل ایرانیکا دربارهٔ محتشم کاشانی می‌گوید ترویج وحشی را کسانی در کاشان پشتیبانی می‌کردند که به ثروت و شکوه محتشم رشک می‌بردند؛ این نکته بر پایهٔ گزارشی از ملک‌شاه حسین سیستانی در «خیرالبیان» آمده است. همان مدخل می‌افزاید محتشم بعدها برای مرگ وحشی ماده‌تاریخی هوشمندانه ولی با کینه سرود.[3] این روایت‌ها نشان می‌دهند که رقابت میان این دو در میان هم‌روزگارانشان شناخته‌شده بود؛ با این حال جزئیات و دامنهٔ واقعی این رقابت را از این گزیده‌ها نمی‌توان تعیین کرد.

یزد، تفت و حامیان. ایرانیکا می‌نویسد وحشی در یزد جایگاه نسبتاً برجسته‌ای یافت و در دربار فرمانروایان موروثی منطقه، غیاث‌الدین میر میران و پسرش خلیل‌الله، شاعر نخست شمرده می‌شد. بقیهٔ عمر او در یزد و شهرک کاخ‌دار تفت گذشت.[1] همان مدخل می‌گوید او برای حاکمان کرمان نیز مدایحی سروده است.[1] نام حامی دیگری با عنوان «میر محمد» در هیچ‌یک از منابع بازیابی‌شده نیامد و در این پیش‌نویس نمی‌توان آن را به وحشی نسبت داد.

درگذشت. ایرانیکا مرگ او را در یزد در ۱۵۸۳ میلادی ثبت می‌کند و بنا بر گفتهٔ وصی ادبی‌اش، تقی‌الدین اوحدی بلیانی، او در ۵۲ سالگی بر اثر مصرف زیاد شراب درگذشت.[1] مقالهٔ بیرز عنوان خود را «وحشی بافقی (درگذشتهٔ ۹۹۱/۱۵۸۳)» گذاشته است و بر منابع کهن تذکره‌ای زندگی او تکیه دارد.[7] به گزارش ایرانیکا، اوحدی پس از مرگ وحشی حدود نه هزار بیت از سروده‌های او را گرد آورد.[1]

دوره و زمینهٔ ادبی

وحشی در دورهٔ صفوی می‌زیست و به گزارش ایرانیکا در ۱۵۸۳ میلادی درگذشت.[1] بر پایهٔ همان مدخل، زندگی او در شهرهای کاشان، یزد و تفت گذشت و در دستگاه فرمانروایان محلی جای داشت؛ در گزیده‌های بازیابی‌شده سخنی از سفر او به دربارهای دیگر نیامده است.[1] کاشان در این مدخل کانون بزرگ فعالیت ادبی اوایل دورهٔ صفوی خوانده شده است، و رقابت‌های ادبی آن‌جا، از جمله ماجرای وحشی و محتشم کاشانی، بخشی از زمینهٔ کار او را می‌سازد.[1][3]

یکی از مسائل پژوهشی زمینهٔ ادبی او، شرح حال‌نگاری تذکره‌هاست. بیرز در مقاله‌اش می‌گوید شرح حال وحشی از منابع کهن گوناگونی بازسازی می‌شود، از جمله منبعی که پیش از آن منتشر یا ارجاع داده نشده بود، و استدلال می‌کند شاعران این دوره را بهتر است در پیوند با یکدیگر بررسی کرد، چون رشد تذکره‌نویسی در دورهٔ صفوی و گورکانی چنین پژوهشی را ممکن می‌سازد.[7] در فهرست چاپ نخعی از دیوان نیز، زیر عنوان «گفتار نویسندگان پیشین»، فهرست نویسندگانی دیده می‌شود که دربارهٔ وحشی نوشته‌اند، از جمله امین احمد رازی (هفت اقلیم)، فخرالزمانی (میخانه)، اوحدی بلیانی (عرفات العاشقین)، اسکندر بیگ منشی (عالم‌آرا)، نصرآبادی، علی‌قلی‌خان واله (ریاض‌الشعرا) و آذر (آتشکده).[6] حضور او در این فهرست بلند نشان می‌دهد که مؤلفان تذکره‌ها در سده‌های بعد او را درخور یادکرد دانسته‌اند؛ بیش از این از فهرست نمی‌توان نتیجه گرفت.

سبک و زبان

غزل. ایرانیکا غزل را از قالب‌هایی می‌داند که وحشی در آن‌ها بیش از همه درخشیده، در کنار قالب‌های بندی و مثنوی‌های بلند، و می‌گوید شدت عاطفی غزل‌هایش جایی برای درون‌مایه‌های فلسفی و اخلاقی رایج در سنت باقی نمی‌گذارد.[1] یک پژوهش دانشگاهی دربارهٔ معشوق در شعر وحشی نیز عاشق، معشوق و عشق را سه محور اصلی شعرهای عاشقانهٔ او برمی‌شمارد.[9]

سبک وقوع. در همان پژوهش، وحشی از برجسته‌ترین غزل‌سرایان مکتب وقوع شمرده شده و زبانش ساده و صمیمی توصیف شده است: به گزیدهٔ بازیابی‌شده، او از واژه‌ها و ترکیب‌های دشوار و مهجور عربی پرهیز می‌کرد و به زبان روزمره نزدیک می‌شد.[9] تعریف دقیق «وقوع» و پیشینهٔ تاریخی آن در منابع بازیابی‌شده به‌روشنی نبود و باید از یک منبع تخصصی گرفته و در این بخش افزوده شود؛ در این پیش‌نویس صرفاً به همین انتساب اکتفا می‌شود.

مثنوی. ایرانیکا مثنوی «خلد برین» را کوتاه‌ترین مثنوی دارای نام او می‌شمارد که ساختار و وزن «مخزن‌الاسرار» نظامی را دنبال می‌کند و کمتر از ششصد بیت دارد و شاید ناتمام باشد.[1] بدین‌ترتیب او در مثنوی، هم قالب کهن را به‌کار می‌گرفت و هم با الگوهای خمسهٔ نظامی گفت‌وگو می‌کرد.

آثار

ساختار دیوان. چاپ نخعی از «دیوان کامل وحشی بافقی» (امیرکبیر، چاپ نخست ۱۳۳۹ خورشیدی) در فهرست خود غزل‌ها، قصیده‌ها، قطعه‌ها، ترجیع‌بندها و مثنوی‌ها را جدا می‌کند و از مثنوی‌ها «خلد برین»، «ناظر و منظور» و «فرهاد و شیرین» را نام می‌برد.[6] ایرانیکا نیز چاپ نخعی (تهران، ۱۹۶۰) را مستندترین متن آثار و مقدمهٔ آن را کامل‌ترین بررسی زندگی شاعر می‌شمارد و چاپ‌های متعدد تهران را که میان ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۵ منتشر شده بی‌حاشیهٔ تحقیقی می‌داند.[1]

خلد برین. مثنوی‌ای اخلاقی-فلسفی به پیروی از «مخزن‌الاسرار» که در بالا شرح آن آمد.[1]

ناظر و منظور. ایرانیکا طرح داستان را چنین گزارش می‌کند: شاهزادهٔ چین، منظور، به پسر وزیر پدر، ناظر، دلبستگی شدیدی دارد؛ وزیر برای پیشگیری از رسوایی پسرش را به مصر می‌فرستد. پس از ماجراها و دلاوری‌های بسیار این دو در مصر به هم می‌رسند، منظور با شاهزادهٔ آن سرزمین ازدواج می‌کند، پادشاه می‌شود و ناظر را وزیر اعظم خود می‌گمارد.[1] پس موضوع اصلی منظومه رابطهٔ عاطفی دو مرد است؛ این ویژگی ربطی به ارزیابی ما از شعر ندارد و فقط از متن مدخل گزارش می‌شود. ایرانیکا در بخش مربوط به مثنوی‌ها اشاره‌ای به طول و تاریخ سرایش یک منظومه (حدود ۱۵۰۰ بیت و ۱۵۸۸–۱۵۸۹) دارد که در گزیدهٔ بازیابی‌شده معلوم نبود دربارهٔ کدام عنوان است؛ بنابراین هیچ‌کدام را به «ناظر و منظور» نسبت نمی‌دهم (نک. بخش اختلاف منابع).

فرهاد و شیرین. ایرانیکا این منظومه را شاهکار وحشی می‌داند که یکی از بخش‌های رمان منظوم نظامی، یعنی داستان فرهاد تراش و شیرین، را بازمی‌گوید.[1] به گزارش همان مدخل منظومه هنگام مرگ وحشی ناتمام بود و فقط مقدمه و کمتر از پانصد بیت داستان را دربر داشت. دنبالهٔ آن را وصال شیرازی (درگذشتهٔ ۱۲۶۲ قمری / ۱۸۴۶ میلادی) سرود و آقا مهدی صابر شیرازی ابیاتی بعدها افزود؛ مدخل «فرهاد» در ایرانیکا هم همین را می‌گوید و می‌افزاید که صابر ترجیح می‌داد فرهاد نسبت به عشق پذیرا باشد، نه شیرین را رد کند. همین مدخل متن کامل‌شدهٔ منظومه را از چاپ نخعی از دیوان نقل می‌کند.[2] ساختار چاپ نخعی نیز، که «فرهاد و شیرین» را در بخش مثنوی‌ها آورده، با این گزارش سازگار است.[6]

پرسش از ناتمامی. پیرو دونینی در مقاله‌ای (۲۰۲۴) نشان می‌دهد که قرن‌ها منظومه را به‌سبب گزارش بیشتر تذکره‌نویسان ناتمام می‌خواندند، ولی میرتقی‌الدین کاشانی، مؤلف «خلاصة‌الاشعار و زبدة‌الافکار»، نظر دیگری داشت. خود دونینی با تکیه بر کیفیت صفحه‌آرایی، تذهیب و نگاره‌های برخی نسخه‌های خطی «فرهاد و شیرین» (از جمله نسخهٔ مجموعهٔ برنسون در ایتاتی) و نیز خوانش دقیق بخش پایانی منظومه استدلال می‌کند که وحشی منظومه را به پایان رسانده بوده است.[8] این دیدگاه با گزارش ایرانیکا تفاوت دارد (نک. بخش اختلاف منابع).

جایگاه و تأثیر

ایرانیکا «فرهاد و شیرین» را از هنگام نخستین پیدایش تا امروز شاهکار وحشی شناخته‌شده می‌نامد.[1] این حکم ایرانیکاست و برای نتیجه‌گیری دربارهٔ مقبولیت عمومی باید منبع جداگانه‌ای دید. نکتهٔ قابل‌سنجش‌تر شمار کسانی است که او را در تذکره‌های سده‌های بعد یاد کرده‌اند (نک. بخش زمینه)، و نیز این‌که برای ادامهٔ مثنوی‌اش دست‌کم دو شاعر شیرازی در سدهٔ نوزدهم میلادی دست به کار شدند.[1][6]

از دید رقابت‌های ادبی عصر، محتشم کاشانی از شاعران هم‌روزگار و رقیب وحشی بود. ایرانیکا (مدخل محتشم) نقل می‌کند که طرفداران وحشی در کاشان از ثروت محتشم دل‌خوشی نداشتند و محتشم بعد از مرگ او ماده‌تاریخی با کینه ساخت.[3] سنجش ارزش ادبی این دو شاعر در سنت نقد فارسی محل بحث است و از گزیده‌های بازیابی‌شده برنمی‌آید.

از نظر پژوهشی، بیرز نشان می‌دهد که حتی در سدهٔ بیست‌ویکم هنوز شرح حال معتبر وحشی در حال بازسازی از منابع تذکره‌ای است و ارزیابی چاپ‌های دیوان یکی از اهداف مقالهٔ اوست؛ ایرانیکا نیز چاپ‌های متأخر تهران را فاقد حاشیهٔ تحقیقی می‌داند.[7][1] بنابراین خوانندهٔ امروز با شاعری روبه‌روست که متن‌های رایج آثارش هنوز نیازمند بررسی تحقیقی است.

اختلاف منابع و نکات نامطمئن

سال تولد و مرگ. ایرانیکا تولد را حدود ۱۵۳۲ و مرگ را ۱۵۸۳ می‌نویسد.[1] کتابخانهٔ کنگره سال مرگ ۱۵۸۳ را دارد و برای تولد سالی نداده است.[4] ویکی‌داده برای تولد ۱۵۳۲ و برای مرگ دو مقدار دارد: ۱۵۸۲ (با مرجع یک پروژهٔ ویکی‌مدیا) و ۱۵۸۳ (با ارجاع به رکورد کتابخانهٔ کنگره)؛ تاریخ ۱۵۸۳ را با ایرانیکا و رکورد کنگره درست‌تر می‌شمارم.[5] ایرانیکا سن مرگ را ۵۲ سال به نقل از وصی ادبی او می‌نویسد، در حالی که ۱۵۳۲ تا ۱۵۸۳ حدود ۵۱ سال است؛ این اختلاف جزئی با «حدود» بودن سال تولد توجیه‌پذیر است، ولی ویراستار باید آن را بازبینی کند.[1] برخی صفحات عمومی غیردانشنامه‌ای که دیده شد سال ۹۳۹ قمری را برای تولد آورده‌اند؛ چون منبع معتبری برای آن بازیابی نشد، به آن استناد نمی‌شود. تبدیل دقیق به تاریخ قمری را باید ویراستار با منابع کهن تطبیق دهد.

نام شاعر. ایرانیکا دو صورت «کمال‌الدین» و «شمس‌الدین محمد» را می‌آورد.[1] رکورد کنگره صورت «کمال‌الدین» را از صفحهٔ عنوان یک چاپ برگرفته است.[4] انتخاب یکی از آن‌ها به متن تذکره‌ها بستگی دارد که در اینجا کامل در دسترس نبود.

ناتمام یا تمام بودن «فرهاد و شیرین». ایرانیکا منظومه را ناتمام و دارای حدود پانصد بیت می‌داند.[1] دونینی با استناد به یک تذکره و بررسی نسخه‌ها و متن استدلال می‌کند که وحشی آن را پایان‌یافته می‌دانسته است.[8] این دو دیدگاه را نباید در هم آمیخت: یکی گزارش دانشنامه‌ای و دیگری استدلال پژوهشی تازه‌تر است.

شمار ابیات و تاریخ. گزیدهٔ ایرانیکا (مدخل فرهاد) عبارتی دربارهٔ «حدود ۱۵۰۰ بیت» و «۱۵۸۸–۱۵۸۹» دارد که ربط آن با متن بازیابی‌شده روشن نیست. چون وصال در ۱۸۴۶ درگذشت، این تاریخ نمی‌تواند به کار او مربوط باشد؛ آن عدد حذف شد و باید از متن کامل مدخل بازبینی شود.[2]

سال چاپ نخعی. ایرانیکا در مدخل وحشی آن را ۱۹۶۰ آورده است، که با ۱۳۳۹ خورشیدی در صفحهٔ عنوان چاپ امیرکبیر هم‌خوان است.[1][6] در مدخل دیگری (در خلاصهٔ نتایج جست‌وجو) سال ۱۹۶۴ دیده شد که احتمالاً به چاپ دوم (۱۳۴۳) برمی‌گردد؛ این فقط حدس است و نیاز به بررسی دارد.

آنچه حذف شد. نام «میر محمد» به‌عنوان حامی وحشی، چون در هیچ منبع بازیابی‌شده‌ای نبود، حذف شد. شمار ابیات و غزل‌های دیوان نیز چون فقط از یک پایگاه عمومی غیرپژوهشی دیده شد، نیامد. آنچه دربارهٔ «وصیت‌نامه»ٔ منسوب به وحشی در نتایج جست‌وجو دیده شد (یک مقالهٔ وبلاگی که انتساب آن را رد می‌کند) نیز استناد نشد.

از کجا بخوانیم

این مسیر بر اساس گونه‌ها و آثاری است که منابع نام برده‌اند، نه بر اساس محبوبیت.

  • غزل: برای آشنایی با وحشی، غزل‌های عاشقانهٔ دیوان بهترین آغاز است، چون ایرانیکا غزل را از قالب‌های درخشان او می‌شمارد و پژوهش دانشگاهی عاشق، معشوق و عشق را محورهای اصلی آن می‌داند.[1][9]
  • مثنوی عاشقانه: «فرهاد و شیرین» را همراه با روایت داستان در «خسرو و شیرین» نظامی بخوانید تا شیوهٔ بازگویی را بسنجید؛ به یاد داشته باشید که بخش اصیل وحشی کوتاه است و ادامه کار شاعران بعدی است.[1][2]
  • مثنوی اخلاقی-تعلیمی: «خلد برین» برای مقایسهٔ او با الگوی «مخزن‌الاسرار» مناسب است.[1]
  • مثنوی عاشقانهٔ دیگر: «ناظر و منظور»، با توجه به موضوع آن (رابطهٔ عاطفی دو مرد)، خوانندهٔ آگاه را می‌طلبد.[1]
  • متن کامل: چاپ حسین نخعی (امیرکبیر) مستندترین متن شناخته‌شده است و مقدمهٔ آن کامل‌ترین شرح زندگی؛ چاپ‌های بعدی بی‌حاشیه‌اند.[1][6]
  • پژوهش: مقالهٔ بیرز دربارهٔ زندگی و تذکره‌ها و مقالهٔ دونینی دربارهٔ پایان «فرهاد و شیرین» نقطهٔ شروع پژوهشی‌اند.[7][8]

پرسش‌های رایج دربارهٔ وحشی بافقی

وحشی بافقی کی و کجا به دنیا آمد؟

ایرانیکا زادگاه او را بافق و زمان تولد را حدود ۱۵۳۲ میلادی ذکر می‌کند؛ سال دقیق در منابع بازیابی‌شده قطعی نیست.[1]

او کجا زندگی کرد و کجا درگذشت؟

پس از تحصیل در بافق و یزد به کاشان رفت و سپس بقیهٔ عمر را در یزد و تفت گذراند. مرگ او در یزد در ۱۵۸۳ میلادی (۹۹۱ قمری) ثبت شده است.[1][7]

«فرهاد و شیرین» وحشی چگونه به پایان رسید؟

به گزارش ایرانیکا منظومه ناتمام ماند و وصال شیرازی آن را کامل کرد و صابر شیرازی ابیاتی افزود. دونینی با این روایت مخالف است و استدلال می‌کند وحشی خودش آن را به پایان برده بود.[1][2][8]

آثار اصلی او کدام‌اند؟

دیوان (شامل غزل، قصیده، قطعه و ترجیع‌بند) و سه مثنوی «خلد برین»، «ناظر و منظور» و «فرهاد و شیرین».[6]

وحشی با چه سبکی شناخته می‌شود؟

یک پژوهش دانشگاهی او را از غزل‌سرایان برجستهٔ مکتب وقوع می‌شمارد و زبانش را ساده و پرهیزکننده از واژگان دشوار عربی وصف می‌کند؛ این ادعا نیازمند تأیید با منبع تخصصی است.[9]

رقابتش با محتشم کاشانی چه بود؟

ایرانیکا می‌گوید در کاشان حامیان وحشی از رشک به ثروت محتشم او را ترویج می‌کردند و محتشم بعدها برای مرگ وحشی ماده‌تاریخی با لحنی کینه‌جویانه سرود؛ دامنهٔ دقیق این رقابت از این گزیده‌ها معلوم نیست.[3]

منابع

  1. Encyclopaedia Iranica، «VAḤŠI BĀFQI»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  2. Encyclopaedia Iranica، «FARHĀD (1)»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  3. Encyclopaedia Iranica، «MOḤTAŠAM KĀŠĀNI»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  4. Library of Congress، «Vaḥshī Bāfqī, d. 1583 (Library of Congress Name Authority nr98039975)»، Library of Congress Linked Data Service پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  5. Wikidata contributors، «Vahshi Bafqi (Q4116366)»، Wikimedia Foundation پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  6. وحشی بافقی؛ مصحح: حسین نخعی، «دیوان کامل وحشی بافقی (فهرست و گفتار ناشر)، به تصحیح حسین نخعی، انتشارات امیرکبیر»، ویکی‌نبشتهٔ فارسی (متن چاپ امیرکبیر، چاپ نخست ۱۳۳۹) پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  7. Theodore S. Beers، «The Biography of Vahshi Bāfqi (d. 991/1583) and the Tazkera Tradition»، Journal of Persianate Studies 8(2), 2015, pp. 195–222 (Brill) پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  8. Piero Donnini، ««Il racconto rimase così, appeso alle labbra»: The Ending of the Farhād va Širin by Vaḥši Bāfqi»، Annali di Ca' Foscari. Serie orientale 2024/1 (Edizioni Ca' Foscari) پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  9. مقالهٔ پژوهشی (نام نویسنده در گزیدهٔ نتایج جست‌وجو نبود)، «The Beloved as Reflected in Vahshi Bafqi's Poems»، Journal of Language and Literary Research, University of Sistan and Baluchestan پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  10. Encyclopaedia Iranica، «BĀFQ»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو

بازگشت به صفحهٔ وحشی بافقی و آثار او ‹ · روش تحریریه دیوان‌سرا · گزارش خطا