قطعاتشمارهٔ ۸ - ده بافق وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهقطعاتقالبقطعهوزنفعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریایا آفتاب معلا جنابکه از سایهات آسمان پایه جوست۱در اظهار انعام حکام بافقسخن بر لب و گریهام در گلوست۲در آن ده مجاور شدم هفت ماهنپرسید حالم ،نه دشمن نه دوست۳جواب سلامم ندادند بازاز آن رو که اطلاق دادن پراوست۴