جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۱۰۷ از ۷۳۸
- بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی جلال الدین محمد مولویروز دیگر از پگه صدیق تفتآن طرف از بهر کاری میبرفت
- بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او جلال الدین محمد مولویاو چو فارغ گشتی از اوراد خویشچاشتگه بیرون شدی آن خوبکیش
- بخش ۱۰۶ - رفتن پسران سلطان به حکم آنک الانسان حریص علی ما منع ما بندگی خویش نمودیم ولیکن خوی بد تو بنده ندانست خریدن به سوی آن قلعهٔ ممنوع عنه آن همه وصیتها و اندرزهای پدر را زیر پا نهادند تا در چاه بلا افتادند و میگفتند ایشان را نفوس لوامه الم یاتکم نذیر ایشان میگفتند گریان و پشیمان لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر جلال الدین محمد مولویگه گه آن بیصورت از کتم عدممر صور را رو نماید از کرم
- بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسیهم آیین پیشین نگه داشتیمسپاهی برو ساده بگماشتیم
- بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را ابوالقاسم فردوسیچنان دید کز کاخ شاهنشهانسه جنگی پدید آمدی ناگهان
- بخش ۸ ابوالقاسم فردوسینگه کن بدین گنبد گوژپشتکه خیره چراغ دلم را بکشت
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسیوزان جایگه شد بر تخت فوربران جشن ماتم برین جشن سور
- بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را ابوالقاسم فردوسیسپاه فریدون چو آگه شدندهمه سوی آن راه بیره شدند
- بخش ۳۹ ابوالقاسم فردوسیبدانگه که بهرام شد سوی راهچنین گفت با زن که ای نیکخواه
- بخش ۱۷ ابوالقاسم فردوسیخور و خواب و آرامگه تنگ شدتو گفتی که روی زمین سنگ شد
- بخش ۴۱ ابوالقاسم فردوسیبه ایران یکی چند گه شاه بودسرتاج او برتر از ماه بود
- بخش ۷۶ ابوالقاسم فردوسیپرستنده راگفت خورشید فشکه شاخی گهر زین کمر بازکش
