جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۰۹۲ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۱۶۹ - خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خندهٔ کنیزک جلال الدین محمد مولویگریه و خنده غم و شادی دلهر یکی را معدنی دان مستقل
- بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را جلال الدین محمد مولویگفت ای دل گرچه خود تن میزنیراز میدانی و نازی میکنی
- بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق جلال الدین محمد مولویبی دماغ و دل پر از فکرت بدندبی سپاه و جنگ بر نصرت زدند
- بخش ۶۵ - بقیهٔ نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجری جلال الدین محمد مولویای دل از کین و کراهت پاک شووانگهان الحمد خوان چالاک شو
- بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحران جلال الدین محمد مولویدو جوان بودند ساحر مشتهرسحر ایشان در دل مه مستمر
- بخش ۴۸ - رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادت جلال الدین محمد مولویچون دو چشم دل نداری ای عنودکه نمیدانی تو هیزم را ز عود
- بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود جلال الدین محمد مولوییافتش زیرکدل و شیرین جواباز لب شِکر چه زاید شکرآب
- بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی جلال الدین محمد مولویآن رهی که پخته سازد میوه راو آن رهی که دل دهد کالیوه را
- بخش ۴۱ - گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم جلال الدین محمد مولویزشتی آواز کم شد زین گلهخلق شد بر وی برحمت یکدله
- بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را جلال الدین محمد مولویقطرهٔ دل را یکی گوهر فتادکان به دریاها و گردونها نداد
- بخش ۱۱۳ - حکایت شیخ محمد سررزی غزنوی قدس الله سره جلال الدین محمد مولویموت را چون زندگی قابل شدهبا هلاک جان خود یک دل شده
- بخش ۴۹ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام من جعل الهموم هما واحدا کفاه الله سائر همومه و من تفرقت به الهموم لا یبالی الله فی ای واد اهلکه جلال الدین محمد مولویعدل چه بود آب ده اشجار راظلم چه بود آب دادن خار را
