جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۶۴۴ نتیجه برای «پر» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۱۱ از ۲۲۱
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۰ جلال الدین محمد مولویاگر چه کوه بود عقل همچو که بپردببین چه صرصر باهیبتست این باری
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۸ جلال الدین محمد مولوینهفته شد گل و بلبل پرید از چمنمبه درد خستهٔ خارم، تو نیز میدانی
- غزل شمارهٔ ۳۱۵۲ جلال الدین محمد مولویز آدمی چون پری رمیدم منتا ز من ای پری رمیدستی
- غزل شمارهٔ ۳۱۵۸ جلال الدین محمد مولویگر بپرسد، چه صورتت باید؟گو: « همان صورتی که بنگاری »
- غزل شمارهٔ ۳۱۷۷ جلال الدین محمد مولویهمچو ملک جانب گردون بپرهمچو فلک خم ده، اگر میخمی
- بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوش جلال الدین محمد مولویشیر گفتش تو ز اسباب مرضاین سبب گو خاصْ کاینستم غرض
- بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست جلال الدین محمد مولویهمچو پروانه شرر را نور دیداحمقانه در فتاد از جان برید
- بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را جلال الدین محمد مولویای بسا صیاد بیرحمت مدامبهر این پرها نهد هر سوم دام
- بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت جلال الدین محمد مولویتا بپرسم نه خمش صبری کنمتا به صبری بر مرادی بر زنم
- بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن جلال الدین محمد مولوییک دو پندش داد طوطی، بینفاقبعد از آن گفتش: "سلامٌ، الفِراق!"
- بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون جلال الدین محمد مولویعاشقان کل نه عشاق جزوماند از کل آنک شد مشتاق جزو
- بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام جلال الدین محمد مولویپرتو مستی بیحد نبیچون بزد هم مست و خوش گشت آن غبی
