جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۰ نتیجه برای «ها» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۱۲ از ۳۵۰
- بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود جلال الدین محمد مولویگرچه شرمین بود شرمش حرص بردحرص اَژدَرهاست نه چیزیست خرد
- بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام جلال الدین محمد مولویکینههای کهنهشان از مصطفیمحو شد در نور اسلام و صفا
- بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخره جلال الدین محمد مولویبهر او بنهادهام آن از دو سالکردهام من نذرها با ذوالجلال
- بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره جلال الدین محمد مولویاز پگه حمال آورد او چو بادزود آن صندوق بر پشتش نهاد
- بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار جلال الدین محمد مولویالله الله جمله فرزندان بیارکاین زمان گلشنست و نوبهار
- فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را به نیّتی میکند جلال الدین محمد مولویهرکس این عمارت را به نیّتی میکند یا برای اظهارِ کرم یا برای نامی یا برای ثوابی و حق تعالی را مقصود رفع مرتبهی اولیا و تعظیم تُرَب و مقابر ایشان است. ایشان به تعظیم خود محتاج نیستند و در نفس خود معظّمند چراغ اگر میخواه …
- بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت جلال الدین محمد مولویسالها در بند وصل ماه خودشاهمات و مات شاهنشاه خود
- بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ جلال الدین محمد مولویگل نماند خارها ماند سیاهزرد و بیمغز آمده چون تل کاه
- بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است جلال الدین محمد مولویاو شکستهدل شد و بنهاد سَردید در خواب او خضِر را در خُضر
- بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخ جلال الدین محمد مولویگشت مشکلهاش حل وافزون ز یاداز پی هر مشکلش مفتاح داد
- بخش ۷۷ - خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالی فی حق ابلیس انه کان من الجن ففسق جلال الدین محمد مولویمعنیِ انسان بر آتش مالِکستمالکِ دوزخ دَرو کِی هالِکست
- بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیهالسلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن جلال الدین محمد مولویاو چو جانست و جهان چون کالبدکالبد از جان پذیرد نیک و بد
