جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۱۳۱ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی جلال الدین محمد مولویمن نجس زینجا شدم پاک آمدمبستدم خِلعت سوی خاک آمدم
- بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری جلال الدین محمد مولویمن از آن روزن بدیدم حال توحال تو دیدم ننوشم قال تو
- بخش ۹۹ - غره شدن آدمی به ذکاوت و تصویرات طبع خویشتن و طلب ناکردن علم غیب کی علم انبیاست جلال الدین محمد مولویدیدم اندر خانه من نقش و نگاربودم اندر عشق خانه بیقرار
- بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیهالسلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود جلال الدین محمد مولویما برای خدمت تو میزییمچون تو خدمت میکنی پس ما چهایم
- بخش ۱۰ - وا نمودن پادشاه به امرا و متعصبان در راه ایاز سبب فضیلت و مرتبت و قربت و جامگی او بریشان بر وجهی کی ایشان را حجت و اعتراض نماند جلال الدین محمد مولویگفت امیران را که من روزی جداامتحان کردم ایاز خویش را
- بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منوّر بیآنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی؛ در بیان آنک آن نور خود را از اندرون سرّ عارف ظاهر کند بر خلقان بیفعل عارف و بیقول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود، چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مؤذن و علامات دیگر حاجت نیاید جلال الدین محمد مولویکه اعتقادم راستست اینک گواهلیک هست اندر گواهان اشتباه
- بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن جلال الدین محمد مولوینقش گل در زیر بینی بهر لاغبوی گل بر سقف و ایوان دماغ
- بخش ۱۱۴ - قصهٔ بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشان جلال الدین محمد مولویتو ز کرمنا بنی آدم شهیهم به خشکی هم به دریا پا نهی
- بخش ۱۸ - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی جلال الدین محمد مولویهمچو از آب و گل آدمکدهنور ز آهک پارهها تابان شده
- بخش ۲۲ - تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربه جلال الدین محمد مولویآن ز خدمت ناز مخدومی بیافتوآن ز مخدومی ز راه عز بتافت
- بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار میگوید جلال الدین محمد مولویگر یکی خلطی فزون شد از عرضدر تن مردم پدید آید مرض
- بخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکیست همه از تن است کی ارضی است و سفلی جلال الدین محمد مولویچون دوم بار آدمیزاده بزادپای خود بر فرق علتها نهاد
