جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۶۷ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی جلال الدین محمد مولویهر که بیباکی کند در راهِ دوسترهزن مردان شد و نامرد اوست
- بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو جلال الدین محمد مولویچونک پیداگشت سِر کار اومعجزه داود شد فاش و دوتو
- بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن میچرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب جلال الدین محمد مولویمیچرد در نور گوهر آن بقرناگهان گردد ز گوهر دورتر
- بخش ۱۴۷ - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن جلال الدین محمد مولویجمله مهمانان در آن حیران شدندانتظار دود کندوری بدند
- بخش ۱۶ - قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیهالسلام پیش از سلیمان علیهالسلام بر بنای آن مسجد جلال الدین محمد مولوینه که هر مغلوب شه مرحوم بودنه که المغلوب کالمعدوم بود
- بخش ۹۴ - باز گفتن موسی علیهالسلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان برد جلال الدین محمد مولویگاه میدیدی لباست سوختهگه دهان و چشم تو بر دوخته
- بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور جلال الدین محمد مولویزان غنا و زان غنی مردود شدکه ز قدرت صبرها بدرود شد
- بخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی جلال الدین محمد مولویهر که دید او مر ترا از دور گفتکو در آن صحرا چو لاله تر شکفت
- الحمدلله صانع العالم بغير آلة جلال الدین محمد مولوی… الخلق من ورطات الهلک و الثبور و یا » اطلع شمس نبوته محفوفةً برهط کالبدور، و انزل علی قلبه کتاباً شافیاً للقلوب یضیء اضاءة النور ارسله الی الحق و هم علی الباطل « ایها الناس قد جائتکم موعظه من ربکم و شفاء لما فی الصدور مط …
- بخش ۷۹ - بیان اتحاد عاشق و معشوق از روی حقیقت اگر چه متضادند از روی آنک نیاز ضد بینیازیست چنان که آینه بیصورتست و ساده است و بیصورتی ضد صورتست ولکن میان ایشان اتحادیست در حقیقت کی شرح آن درازست و العاقل یکفیه الاشاره جلال الدین محمد مولویجسم مجنون را ز رنج و دورییاندر آمد ناگهان رنجوریی
- بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس جلال الدین محمد مولویچند بارش راند از روی جوانآن مگس زو باز میآمد دوان
- بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الیالجهاد الاکبر جلال الدین محمد مولویدوزخست این نَفس و دوزخ اژدهاستکو به دریاها نگردد کم و کاست
