جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۴۴۱ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت جلال الدین محمد مولویهین بِکُش او را که بهرِ آن دَنیهر دمی، قصدِ عزیزی میکنی
- بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید جلال الدین محمد مولویگفت نرهانید از من جان خویشتا نیاریدم ابوبکری به پیش
- بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیببین جلال الدین محمد مولویدرس آدم را فرشته مشتریمحرم درسش نه دیوست و پری
- بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس جلال الدین محمد مولویهر ندایی که ترا حرص آوردبانگ گرگی دان که او مردم درد
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولویگفت که این چه لطفست که مولانا تشریف فرمود توقّع نداشتم و در دلم نگذشت چه لایق اینم؟ مرا میبایست شب و روز دست گرفته در زمره و صف چاکران و ملازمان بودمی هنوز لایق آن نیستم؛ این چه لطف بود فرمود؟
- فصل سی و نهم - سؤال کرد جوهر خادم سلطان که به وقت زندگی جلال الدین محمد مولویسؤال کرد جوهر خادم سلطان که «به وقت زندگی یکی را پنج بار تلقین میکنند سخن را فهم نمیکند و ضبط نمیکند بعد از مرگ چه سؤالش کنند؟ که بعد از مرگ خود سؤالهای آموخته را فراموش کند» گفتم: چو آموخته را فراموش کند؛ لاجرم ص …
- بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را جلال الدین محمد مولویگفت حمزه چونک بودم من جوانمرگ میدیدم وداع این جهان
- بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام جلال الدین محمد مولویمن نمیکردم گزافه آن دعاهمچو یوسف دیده بودم خوابها
- بخش ۱۳۱ - لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو به نیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر میکنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر میکنیم خون صاف است جلال الدین محمد مولویمن شنیدم که در آمد قبطییاز عطش اندر وثاق سبطیی
- بخش ۱ - سر آغاز جلال الدین محمد مولویذرهها دیدم دهانشان جمله بازگر بگویم خوردشان گردد دراز
- بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو جلال الدین محمد مولویمن همیلرزیدمی از بیم توغافل از اکرام و از تعظیم تو
- فصل سی و هفتم - مصطفی صلّی الله علیه و سلّم با صحابه نشسته بود جلال الدین محمد مولوی… قابل آن نیست که از خود چیزی اختراع کند که آن را ندیده باشد. و اینکِ مردم تصنیفها کردهاند و هندسهها و بنیادهای نو نهادهاند، تصنیف نو نیست، جنس آن را دیدهاند بر آنجا زیادت میکنند. آنها که از خود نو اختراع کنند ایشان …
