جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۵۱۷ نتیجه برای «مر» با فیلتر رباعی · صفحهٔ ۱۵ از ۱۲۷
- رباعی شمارهٔ ۳۵۶ جلال الدین محمد مولویشمعی که در اینخانه بدی خانه کجاستدر دیده بد امروز میان دلهاست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۰ جلال الدین محمد مولویعشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوستتا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۷ جلال الدین محمد مولویعمریست که جان بنده بیخویشتن استو انگشتنمای عالمی مرد و زن است
- رباعی شمارهٔ ۳۸۴ جلال الدین محمد مولویگفتا که شکست توبه بازآمد مستچون دید مرا مست بهم برزد دست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۶ جلال الدین محمد مولویگفتا که نه بس بود که در دولت مناز من همه عمر باشد آب رویت
- رباعی شمارهٔ ۳۸۸ جلال الدین محمد مولویگفتم عشقت مرا بت و خویش منستغم نیست غم از دل بداندیش منست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۹ جلال الدین محمد مولویگفتا که چه میرمی و اینت با کیستتو مردهٔ اینی همه ناموس تو چیست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۵ جلال الدین محمد مولویگفتند در این میان نگنجد موئیمن موی شدم از آن مرا گنجانیست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۰ جلال الدین محمد مولویگویند مرا که این همه درد چراستوین نعره و آواز و رخ زرد چراست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۹ جلال الدین محمد مولویمرغ جان را میل سوی بالا نیستدر شش جهتش پر زدن وپروا نیست
- رباعی شمارهٔ ۴۱۰ جلال الدین محمد مولویمرغ دل من چو ترک این دانه گرفتانصاف بده که نیک مردانه گرفت
- رباعی شمارهٔ ۴۱۳ جلال الدین محمد مولویمن سیر نمیشوم ز لب تر کردنآن به که مرا درافکنی درجویت
