جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۵۱۷ از ۱٬۹۵۷
- فصل اول - یکی میگفت که مولانا سخن نمیفرماید جلال الدین محمد مولوی… کرد، لابد باشد که بر وفق ایشان سخن گوید و رایهای بد ایشان را از روی دل نگاه داشتی، قبول کند و نتواند مخالف آن گفتن. ازین رو خطرست زیرا دین را زیان دارد. چون طرف ایشان را معمور داری، طرف دیگر که اصل است از تو بیگانه شود …
- بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه السّلام خود را به مصطفی صلیالله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعش جلال الدین محمد مولویتا زمینی با سمایی بلندیکدل و یکقبله و یکخو شوند
- بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس جلال الدین محمد مولویبر کلوخی دل چه بندی ای سلیم؟!وا طلب اصلی که تابد او مقیم
- بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل جلال الدین محمد مولویدل نهادم بر امیدت من سلیمپس چرا بربود سیل از من گلیم
- فصل بیستم - شریفِ پایسوخته گوید: جلال الدین محمد مولوی… د؟ فرمود یکی پیش مولانا شمسالدّین تبریزی (قدّس الله سرّه) گفت که من بدلیل قاطع هستی خدا را ثابت کردهام. بامداد مولانا شمس الدین فرمود که دوش ملایکه آمده بودند و آن مرد را دعا میکردند که الحمدللّه خدای ما را ثابت کرد خ …
- بخش ۸۸ - لابه کردن موش مر چغز را کی بهانه میندیش و در نسیه مینداز انجاح این حاجت مرا کی فی التاخیر آفات و الصوفی ابن الوقت و ابن دست از دامن پدر باز ندارد و اب مشفق صوفی کی وقتست او را بنگرش به فردا محتاج نگرداند چندانش مستغرق دارد در گلزار سریع الحسابی خویش نه چون عوام منتظر مستقبل نباشد نهری باشد نه دهری کی لا صباح عند الله و لا مساء ماضی و مستقبل و ازل و ابد آنجا نباشد آدم سابق و دجال مسبوق نباشد کی این رسوم در خطهٔ عقل جز وی است و روح حیوانی در عالم لا مکان و لا زمان این رسوم نباشد پس او ابن وقتیست کی لا یفهم منه الا نفی تفرقة الا زمنة چنانک از الله واحد فهم شود نفی دوی نی حقیقت واحدی جلال الدین محمد مولویتازگی هر گلستان جمیلهست بر باران پنهانی دلیل
- بخش ۷ ابوالقاسم فردوسیبرانی بر این گونه فرسنگ چلنه با اسپ تاو و نه با مرد دل
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسیبدیدند ازان پس دلیران شاهچو دریای خون گشته آوردگاه
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیکه او را همی آشتی رای نیستبه دلش اندرون داد را جای نیست
- بخش ۶۳ ابوالقاسم فردوسیفرستاد چون مرد رومی چهلکجا هر چهل بود بیدار دل
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیسه تن را گزین کرد زان انجمنسخن گوی و روشن دل و تیغ زن
- بخش ۳ ابوالقاسم فردوسیدلیری که چندین بجوید نبردبرآرد همی از دل شیر گرد
