جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۵۷۶ از ۱٬۹۵۷
- رباعی شمارهٔ ۳۵۷ جلال الدین محمد مولویاز بس که دلت به این و آن درپیوستآب تو برفت و آتش ما بنشست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۱ جلال الدین محمد مولویعشقت به دلم درآمد و شاد برفتبازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
- رباعی شمارهٔ ۳۶۵ جلال الدین محمد مولویآنجا که جمال و حسن آن دلبر ماستما در خور او نهایم و او درخور ماست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۱ جلال الدین محمد مولویای ناصح من ز خود برآئی و ز نصحگر زانچه دلم چشیده بر جان زندت
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ جلال الدین محمد مولویآواره دلا میا بدین سوآن جا بنشین که خوش مقامست
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ جلال الدین محمد مولویچون دلت با من نباشد همنشینی سود نیستگرچه با من مینشینی چون چنینی سود نیست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۲ جلال الدین محمد مولویآزاده دلان زنده به جان دگرندآن گوهر پاکشان ز کانی دگر است
- رباعی شمارهٔ ۴۰۳ جلال الدین محمد مولویما را بدم پیر نگه نتوان داشتدر خانهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
- رباعی شمارهٔ ۴۰۷ جلال الدین محمد مولویماهی تو که فتنهای ندارم ز تو دستدرمان ز که جویم که دلم از تو بخست
- رباعی شمارهٔ ۴۲۰ جلال الدین محمد مولویمن کوهم و قال من صدای یار استمن نقشم و نقشبندم آن دلدار است
- رباعی شمارهٔ ۴۲۷ جلال الدین محمد مولویناگه ز درم درآمد آن دلبر مستجام می لعل نوش کرده بنشست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۴ جلال الدین محمد مولویهر جان که از او دلبر ما شادانستپیوسته سرش سبز و دلش خندانست
