جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۶۶۶ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا جلال الدین محمد مولویاز صدا آن کوه خود آگاه نیستسوی معنی هوشِ کُه را، راه نیست
- بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیشقدمتر باشی جلال الدین محمد مولویدست پیر از غایبان کوتاه نیستدست او جز قبضه الله نیست
- بخش ۷۶ - حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو میافتم و تو نمیافتی الا به نادر جلال الدین محمد مولویتو ببینی پیش خود یک دو سه گامدانه بینی و نبینی رنج دام
- بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد جلال الدین محمد مولویگفت عزراییل در من این چنینیک نظر انداخت پر از خشم و کین
- بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیهالسلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نورالله جلال الدین محمد مولویهین بیا که من رسولم دعوتیچون اجل شهوتکشم نه شهوتی
- بخش ۷ - بیان آنک نماز و روزه و همه چیزهای برونی گواهیهاست بر نور اندرونی جلال الدین محمد مولویخوان و مهمانی پی اظهار راستکای مهان ما با شما گشتیم راست
- بخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز جلال الدین محمد مولویزد ز دارالملک تبریز سنیبر امیدش روشنی بر روشنی
- بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل جلال الدین محمد مولویگفت شیر آری ولی ربُّ العبادنردبانی پیش پای ما نهاد
- بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیرهایست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پارهای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. همچون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوهتر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او همچنین میبیند و اعتماد نمیکند جلال الدین محمد مولویهیچ روزی کم نیامد روزیَمچیست این ترس و غم و دلسوزیَم؟
- بخش ۸۲ - مثل جلال الدین محمد مولویزانک گرگ ارچه که بس استمگریستلیکش آن فرهنگ و کید و مکر نیست
- بخش ۱۹ - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیهالسلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیهالسلام کی چه میگریزی او ترا نمیبیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم جلال الدین محمد مولویچون جمال احمدی در هر دو کونکی بدست ای فر یزدانیش عون
- بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست جلال الدین محمد مولویعاشق حقست او بهر نوالنیست جانش عاشق حسن و جمال
