جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۶۷۲ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۵۲ - حکایت جلال الدین محمد مولویجمع صورت با چنین معنی ژرفنیست ممکن جز ز سلطانی شگرف
- بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او جلال الدین محمد مولویبود شاهی در زمانی پیش ازینملک دنیا بودش و هم ملکِ دین
- بخش ۱۳۲ - حکایت هم در بیان تقریر اختیار خلق و بیان آنک تقدیر و قضا سلب کنندهٔ اختیار نیست جلال الدین محمد مولویاز دکانی گر کسی تربی بردکین ز حکم ایزدست ای با خرد
- بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز جلال الدین محمد مولویهمچو آن شیبان که از گرگ عنیدوقت جمعه بر رعا خط میکشید
- بخش ۱۷۲ - تشبیه نص با قیاس جلال الدین محمد مولویعقل اثر را روح پندارد ولیکنور خور از قرص خور دورست نیک
- بخش ۱۳۲ - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را جلال الدین محمد مولوینعمتِ شُکرت کُنَد پُر چَشم و میر؛تا کُنی صَد نعمت ایثارِ فَقیر.
- بخش ۱۷۵ - فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز جلال الدین محمد مولویپس اگر گویی بدانم دور نیستور ندانم گفت کذب و زور نیست
- بخش ۱۵۳ - ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن جلال الدین محمد مولویاندرین بودند کآواز صلامصطفی بشنید از سوی علا
- بخش ۱۶۳ - حکایت آن مجاهد کی از همیان سیم هر روز یک درم در خندق انداختی به تفاریق از بهر ستیزهٔ حرص و آرزوی نفس و وسوسهٔ نفس کی چون میاندازی به خندق باری به یکبار بینداز تا خلاص یابم کی الیاس احدی الراحتین او گفته کی این راحت نیز ندهم جلال الدین محمد مولویتا که گردد سخت بر نفس مجازدر تأنی درد جان کندن دراز
- بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی جلال الدین محمد مولویمایده از آسمان در میرسیدبی شِری و بیع و بیگفت و شنید
- بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو جلال الدین محمد مولویکشته شد ظالم جهانی زنده شدهر یکی از نو خدا را بنده شد
- بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه جلال الدین محمد مولویآب شیرین و سبوی سبز و نَوْز آب بارانی که جمع آمد به گَوْ
