جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۶۷۷ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی جلال الدین محمد مولویگفت رو رو نقش بیمعنیستیتو بجو هستی که عاشق نیستی
- بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی جلال الدین محمد مولویکه بفرما یا امیر المؤمنینتا بجنبد جان بتن در چون جنین
- بخش ۱۷۷ - مسلهٔ فنا و بقای درویش جلال الدین محمد مولویگفت قایل در جهان درویش نیستور بود درویش آن درویش نیست
- بخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام جلال الدین محمد مولویچون بر آمد نور ظلمت نیست شدظلم را ظلمت بود اصل و عضد
- بخش ۱۶۴ - حکایت آن زنی کی فرزندش نمیزیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا جلال الدین محمد مولویآن زنی هر سال زاییدی پسربیش از شش مه نبودی عمرور
- بخش ۴۱ - گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم جلال الدین محمد مولویگفت یک کوریت میبینیم ماآن دگر کوری چه باشد وا نما
- بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ میکرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست جلال الدین محمد مولویهر یکی بر نیتی تکبیر کرددر نماز آمد به مسکینی و درد
- بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته جلال الدین محمد مولوینیست چیره چون ترا چیره کندنور ندهد مر ترا تیره کند
- بخش ۱۱۱ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده جلال الدین محمد مولویخاک بر سر کرد و جامه بر دریدکه بههر دَم میکنی ظلمی مزید
- بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوساند همچون هاروت و ماروت در چاه بابل جلال الدین محمد مولویعالم سفلی و شهوانی درنداندرین چه گشتهاند از جرمبند
- بخش ۸۵ - تعجیل فرمودن پادشاه ایاز را کی زود این حکم را به فیصل رسان و منتظر مدار و «ایام بیننا» مگو کی «الانتظار موت الاحمر»، و جواب گفتن ایاز شاه را جلال الدین محمد مولویگر ز دلق و پوستین بگذشتمیکی چنین تخم ملامت کشتمی
- بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق است جلال الدین محمد مولویآن نیاز مریمی بودهست و دردکه چنان طفلی سخن آغاز کرد
