جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۷۱۰ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۴۸ - طیره شدن قاضی از سیلی درویش و سرزنش کردن صوفی قاضی را جلال الدین محمد مولویگشت قاضی طیره صوفی گفت هیحکم تو عدلست لاشک نیست غی
- بخش ۹۹ - گفتن عایشه رضیالله عنها مصطفی را علیهالسلام کی تو بی مصلی به هر جا نماز میکنی، چونست؟ جلال الدین محمد مولویکاو بدل گشت و بدل شد کار اولطف گشت و نور شد هر نارِ او
- بخش ۱۷۶ - جمع و توفیق میان نفی و اثبات یک چیز از روی نسبت و اختلاف جهت جلال الدین محمد مولویهمچو فرزندان خود دانندشانمنکران با صد دلیل و صد نشان
- من کلامه افاض الله علینا عمیم انعامه جلال الدین محمد مولوی الحمدلله المتوحد بالکبریاء المتفرد بخلق الاشیاء، مولج الضیاء فی الظلام و الظلام فی الضیاء محیی الاموات و ممیت الاحیاء، تعزز بالمجد و الثناء و تعالی عن الزوال و الفناء، قدمه منزه عن تقدیر الابتداء و بقاؤه مقدس عن توهم ال …
- بخش ۲۱۸ - سر آنک بیمراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست جلال الدین محمد مولویهر کجا دلبر بود خود همنشینفوق گردونست نه زیر زمین
- من فوائده رزقنا الله من موائده جلال الدین محمد مولویالحمدلله الذی اﻟﻒ بین عجائب الفطر، الغالب علی الکون بما قضی و قدر قسم المواهب علی البشر نافذ مشیتّه و انقاد کل جبار فی زمام الذل بحسن تقدیره و استکان کل کائن فی میادین صنعه و تدبیره احمده و الحمد مدعاه لزواید نعمه و اشکر …
- بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد جلال الدین محمد مولویشمع مرده باده رفته دلرباغوطه خورد از ننگ کژبینی ما
- بخش ۱۳۳ - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه جلال الدین محمد مولویقفل بر دلهای ما بنهاد حقکس نداند برد بر خالق سبق
- بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند» جلال الدین محمد مولویگر دلت را نان بدی یا چاشتیاز خریداران فراغت داشتی
- بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضیالله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود جلال الدین محمد مولویاین ز بارانهای رحمت بود یابهر تهدیدست و عدل کبریا
- فصل پنجاه و هفتم - عارفی گفت رفتم در گلخنی تا دلم بگشاید جلال الدین محمد مولویعارفی گفت: رفتم در گلخنی تا دلم بگشاید که گریزگاهِ بعضی اولیا بوده است؛ دیدم رییس گلخن را شاگردی بود، میان بسته بود کار میکرد و اوش میگفت که «این بکن و آن بکن» او چست کار میکرد. گلخنتاب را خوش آمد از چستیِ او در فرما …
- بخش ۱۰۵ - مشورت کردن فرعون با وزیرش هامان در ایمان آوردن به موسی علیهالسلام جلال الدین محمد مولویبندگانمان خواجهتاش ما شوندبیدلانمان دلخراش ما شوند
