جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱۸۴ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ جلال الدین محمد مولویبگو ای چشم حیران را: «چو دیدی لطف جانان راچه خواهی دید خلقان را؟! چه گردی گرد آهرمن؟!
- بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیهالسلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد جلال الدین محمد مولویحس حیوان گر بدیدی آن صوربایزید وقت بودی گاو و خر
- بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور جلال الدین محمد مولویاو قفااش دید چون تخییلییکرد او را آرزوی سیلیی
- بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیببین جلال الدین محمد مولویچون یکی حس غیر محسوسات دیدگشت غیبی بر همه حسها پدید
- بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس جلال الدین محمد مولویطفل حاجاتِ شما را آفریدتا بنالید و شود شیرش پدید
- بخش ۸۷ - در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره جلال الدین محمد مولویزن کنیزک را پژولیده بدیددرهم و آشفته و دنگ و مرید
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولوی… همچنانک دانایی گندم بکارد داند که گندم خواهد رُستن. آخر از اول آخر را دید و همچنان جو و برنج و غیره چون اوّل را دید او را نظر در آخر نیست آخر در اوّل (براو) معلوم شده است ایشان نادرند و اینها متوسط که
- بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او جلال الدین محمد مولویجوق جوقی مبتلا دیدی نزارشِسته بر در، در امید و انتظار
- بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را جلال الدین محمد مولویگفت حمزه چونک بودم من جوانمرگ میدیدم وداع این جهان
- بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام جلال الدین محمد مولویمن نمیکردم گزافه آن دعاهمچو یوسف دیده بودم خوابها
- بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بیخود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بیدستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره جلال الدین محمد مولویآنک او را چشم دل شد دیدباندید خواهد چشم او عین العیان
- بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرمالله وجهه چاره جست جلال الدین محمد مولویزن چنان کرد و چو دید آن طفل اوجنس خود خوش خوش بدو آورد رو
