جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۱ نتیجه برای «گل» با فیلتر نثر · صفحهٔ ۲ از ۶
- فصل چهل و یکم - این کسانی که تحصیلها کردند و در تحصیلند میپندارند که اگر اینجا ملازمت کنند علم را فراموش کنند جلال الدین محمد مولوی… دهد و خون او را صافی گرداند. اما وقتی که بی علّتش خوش آید تقدیراً اگر گِلخوری را گل خوش میآید آن را نگوییم مُصلح مزاج است اگرچه خوشش میآید و همچنین صفراییی را ترشی خوش میآید و شِکر ناخوش میآید آن خوشی را اعتبار نی …
- بخش ۳ - قول دوم- اندر کتابت که آن در علم غایبان است ناصرخسرو قبادیانی… زد و مرغانند که مر چوب را سوراخ کنند و اندر او جای گیرند و مرغانند کز گِل خانه ها برآرند و مر آن را دهلیز سازند و اندر او بخشش ها کنند، با آنکه حیوانات هستند که مردم از صنعت های ایشان عاجز است، چو کرم قز کز برگ تود ابریش …
- فصل سی و هشتم - حسامالدّین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد جلال الدین محمد مولوی… ر بعکس خواهد بودن، لاشک. چون خاک آب یافت بر او سبزه و ریحان و بنفشه و گل گلزار روید. این راه فقر راهی است که درو به جمله آرزوها برسی. هر چیزی که تمنای تو بوده باشد البته درین راه به تو رسد از شکستن لشکرها و ظفر یافتن بر …
- فصل چهل و چهارم - نام آن جوان چیست؟ سیف الدّین. فرمود «که سیف جلال الدین محمد مولوی… بندگی. او معطی علی الاطلاق است. دامن دریا پر گوهر کرد و خار را خلعتِ گل پوشانید و مشتی خاک را حیات و روح بخشید بیغرض و سابقهای و همه اجزای عالم از او نصیب دارند.
- بخش ۴۶ - صفت شهر مصر، پوست پلنگی گاوها، مرغ خانگی بزرگ حبشیها، خرهای ابلق ناصرخسرو قبادیانی… بر آن بام درخت های نارنج و ترنج و موز و غیره کشته و همه دربار آمده و گل و سپرغمها همه نوع کشته، و از بازرگانی معتبر شنیدم که بسی سراهاست در مصر که در او حجره هاست به رسم مستغل یعنی به کرا دادن که مساحت آن سی ارش در سی …
- فصل پنجم - این سخن برای آنکس است که او به سخن محتاج است جلال الدین محمد مولوی… است. چنانک بادی که در سرای بوزد گوشهی قالی برگیرد اضطرابی و جنبشی در گلیمها پدید آرد، خس و خاشاک را بر هوا برد، آب حوض را زِره زِره گرداند، درختان و شاخها و برگها را در رقص آرد؛ آن همه احوال متفاوت و گوناگون مینماید …
- بخش ۱۹ - ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه عطار نیشابوریوقتی شاگردی دیرینه را مهجور کرد، به سبب آنکه بیرون در خانه را به کاهگل بیندوده بود. گفت: یک ناخن از شاهراه مسلمانان گرفته تو را نشاید علم آموختن.
- بخش ۱۶ - ذکر شقیق بلخی رحمةالله علیه عطار نیشابوری… تاد که کافر آمد. شقیق بیرون دوید کافران را هزیمت کرد و باز آمد. مریدی گلی چند نزد سجاده شیخ نهاد. آن را میبوئید. جاهلی آن بدید و گفت: لشکر بر در شهر، و امام مسلمانان پیش خود گل نهاده و میبوید؟
- بخش ۳۳ - مسجد قدس و جوانب آن ناصرخسرو قبادیانی… گویی بر آن جا کسی رفته است و پایش بدان سنگ فرو رفته است چنان که گویی گل نرم بوده که نشان انگشتان پای در آن چا بمانده است و هفت پی چنین برش است، و چنان شنیدم که ابراهیم علیه السلام آن جا بوده است و اسحق علیه السلام کودک …
- بخش ۲۴ - قول بیست و سیوم- اندر اثبات مخصص به دلالت مختص ناصرخسرو قبادیانی… می آید که (آن) فعل ها جز بدان صورت از او نیز بیاید، چو پاره ای سنگ یا گل که بر شکلی باشد که مر او را بدان صورت کسی به قصد نکرده باشد، بل (که) آن صورت مر او را به سبب جدا شدن دیگر اجزا باشد از او به حادثی یا جز آن. پس از …
- بخش ۱۷ - ذکر امام ابوحنیفه رضی الله عنه عطار نیشابورینقل است که روزی میگذشت. کودکی را دید که در گل مانده بود.
- گفتار نهم ناصرخسرو قبادیانی… لقنا الانسان من سلاله من طین گفت بیافریدیم مردم را از بیرون آمیخته از گل و چون قرآن از عقل و نفس است که مخلوق نیست درست شد که مخلوق نیست و چون مردم را طاقت بدین دو روی بود که یکی چیزی بگفت و کرد مخلوق او را دانست و هر چه …
