جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۲۱۶ از ۶۴۷
- بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود جلال الدین محمد مولویاول فکر آخر آمد در عملخاصه فکری کو بود وصف ازل
- بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری جلال الدین محمد مولویحیف میآمد مرا کآن دینِ پاکدرمیان جاهلان گردد هلاک
- بخش ۱۰ - وا نمودن پادشاه به امرا و متعصبان در راه ایاز سبب فضیلت و مرتبت و قربت و جامگی او بریشان بر وجهی کی ایشان را حجت و اعتراض نماند جلال الدین محمد مولویرفت و آمد گفت تا سوی یمنگفت رختش چیست هان ای موتمن
- بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منوّر بیآنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی؛ در بیان آنک آن نور خود را از اندرون سرّ عارف ظاهر کند بر خلقان بیفعل عارف و بیقول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود، چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مؤذن و علامات دیگر حاجت نیاید جلال الدین محمد مولویشاهدیاش فارغ آمد از شهودوز تکلّفها و جانبازی و جود
- بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن جلال الدین محمد مولویاز پس آن سالها آمد پدیدبوالحسن بعد وفات بایزید
- بخش ۱۱۴ - قصهٔ بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشان جلال الدین محمد مولویپس سلیمان بحر آمد ما چو طیردر سلیمان تا ابد داریم سیر
- بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را جلال الدین محمد مولویصد هزاران را چو من تو ره زدیحفره کردی در خزینه آمدی
- بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار میگوید جلال الدین محمد مولویصوفیان بر صوفیی شنعه زدندپیش شیخ خانقاهی آمدند
- بخش ۸۶ - قصهٔ آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی جلال الدین محمد مولویخواجه باز آمد به خود گفتا که هینباز گو آن پند خوب سیومین
- بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان جلال الدین محمد مولویپیش از آنک این قصه تا مخلص رسددود و گندی آمد از اهل حسد
- بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او جلال الدین محمد مولویاندر آمد چون قلاووزی به پیشتا برد او را به سوی دام خویش
- بخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید جلال الدین محمد مولویاز من آن آمد که بودم ناسزاناسزایم را تو ده حسن الجزا
