جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۲۲ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد جلال الدین محمد مولویزاغ چون بشنود آمد از حسدبا سلیمان گفت کو کژ گفت و بَد
- بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهمالسلام جلال الدین محمد مولویجان ما فارغ بد از اندیشههادر غم افکندید ما را و عنا
- بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل جلال الدین محمد مولویهفت شمع از دور دیدم ناگهاناندر آن ساحل شتابیدم بدان
- بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بیتقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست جلال الدین محمد مولویاز بلال او بیش بود اندر روشخوی بد را بیش کرده بد کشش
- بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درخت جلال الدین محمد مولویبیخ هر یک رفته در قعر زمینزیرتر از گاو و ماهی بُد یقین
- بخش ۵۷ - یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و میگرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیموار کی فرزند را قربان میکرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود میسپرد و امر آمد مصطفی را علیهالسلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فیابراهیم جلال الدین محمد مولویآب دیده تا چه دید او از نهانتا بدان شد او ز چشمهٔ خود روان
- رباعی شمارهٔ ۸۳ خیام نیشابوریکم کن طمع از جهان و میزی خرسنداز نیک و بد زمانه بگسل پیوند
- رباعی ۲۶ خیام نیشابوریبر لوحْ نشانِ بودنیها بوده استپیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
- شمارهٔ ۷۹ صائباز خمار خواب خوش یوسف به زندان آمده استبد نبیند هر که خواب او پریشان آمده است
- شمارهٔ ۱۰۷ صائبیک سر زلف تو در چین و یکی ماچین استچشم بد دور ازان ملک که حدش این است
- شمارهٔ ۱۳۶ صائبدل دگربار در آن زلف دو تا افتاده استچشم بد دور که بسیار بجا افتاده است
- شمارهٔ ۲۰۷ صائبپنجه دشمن گریبان مرا از بخت بدنوبت دامن گرفتن چون رسید از کار ماند
