جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۲۱۵ از ۲٬۲۵۰
- گفتار سی و یکم ناصرخسرو قبادیانی… فس او براستی حق باشد پس گوئیم آن ده حد که پرورش نفس ازوست پنج ازو روحانیست چون قلم و لوح و اسرافیل و میکائیل و جبرائیل و پنج ازو جسمانی است چون رسول و وصی و امام و حجت و داعی و جسمانیان آلاترا کار بندند اندر فایده دادن م …
- گفتار اول ناصرخسرو قبادیانیگویم که چون مردم را از عنایت آلهی نصیبی آمد که دیگر حیوانا ترا نیامد و آن نصیب عقل عزیزی بود یعنی دانش پذیر و لازم آید از حکم عقل که دهنده این نصیب شریف مر مردم را بسوی مردم یک مرد بفرستد که مرین عقل پذیرائی ایشانرا پرور …
- گفتار سی و چهارم ناصرخسرو قبادیانی… و رو سوی محراب همی کنند و مر آن را بدان خانه راست کرده اند و نماز روا نیست مگر که بزیارت کردن آن و دویدن مر آن را که رو سوی مسجد الحرام دارد و حج کردن چیز دیگر نیست مگر زیارت آن خانه و دیدن مر آنرا پس بدین روی که گفتیم م …
- یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن وحشی بافقیحدا گویندهٔ این طرفه محملچنین محمل کشد منزل به منزل
- در ستایش ولی سلطان و بکتاش بیگ و قاسم بیگ وحشی بافقیای ظفر در رکاب دولت توتهنیت خوان فتح و نصرت تو
- بخش ۵ - حکایت وحشی بافقیتیر که از سختکمانی بوَدرخنهگر خانهٔ جانی بود
- المجلس الاول سعدی شیرازی… رّبابِ و زَیِّن مَجلِسَنا بِاَنوار حُدود المنوّرة کالمَهتاب و اَلصِق جنیتهم عندنا بِالتّراب و اشهد ان لا حلو الذّ من الماقوت و لا لَوناً اَحسَن مِن لون ِ الیاقوت و اکل البریان لایتّم الاّ بالرّاقوت و بطن الجامع لایشبَعه …
- فصل چهل و یکم - این کسانی که تحصیلها کردند و در تحصیلند میپندارند که اگر اینجا ملازمت کنند علم را فراموش کنند جلال الدین محمد مولویاین کسانی که تحصیلها کردند و در تحصیلند میپندارند که اگر اینجا ملازمت کنند علم را فراموش کنند و تارک شوند؛ بلکه چون اینجا آیند علمهاشان همه جان گیرد. همچنان باشد که قالبی بیجان، جان پذیرفته باشد. اصلِ این همه علمها …
- فصل شانزدهم - نایب گفت که پیش از این کافران بت را میپرستیدند جلال الدین محمد مولوی… این کافران بت را میپرستیدند و سجود میکردند ما در این زمان همان میکنیم. این چه میرویم و مغول را سجود و خدمت میکنیم و خود را مسلمان میدانیم و چندین بتان دیگر در باطن داریم از حرص و هوا و کین و حسد و ما مطیع این جمله …
- بخش ۱ - سر آغاز جلال الدین محمد مولویچون ضیاءالحق حسامالدین عنانباز گردانید ز اوج آسمان
- بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکیام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره جلال الدین محمد مولویگفت یک خاصیتم در بینی استکار من در خاکها بوبینی است
- بخش ۱۴ ابوالقاسم فردوسینبینی ز هر دو سپه کس بپایبرفته روان تن بمانده به جای
