جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۳۹ از ۴۲۱
- بخش ۴۷ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسولالله جلال الدین محمد مولویاین عمل وین کسب در راه سدادکی توان کرد ای پدر بیاوستاد
- بخش ۱۱۹ - سبب تاخیر اجابت دعای مؤمن جلال الدین محمد مولویچون رسد آن نان گرمش بعد کَدّگویدش بنشین که حلوا میرسد
- بخش ۸۶ - قصهٔ آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی جلال الدین محمد مولویمن نیم خود سه درمسنگ ای اسدده درمسنگ اندرونم چون بود
- بخش ۴۳ - بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید جلال الدین محمد مولویگفت یا رب بیش ازین خواهم مددتا ببندمشان به حبل من مسد
- من بیانه نورنا الله بنور عرفانه جلال الدین محمد مولوی… ه مقصوده و الله عاصمه و جبرئیل خادمه و البراق مرکبه و المعراج سفرته و سدره المنتهی مقامه و قاب قوسین مطلبه و مرامه و الصدیق عاشقة و مستهامه، الفاروق عدله و حسامه و ذوالنورین، ختنه و امامه و المرتضی شجاعه و صمصامه علیهم ر …
- بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان جلال الدین محمد مولویپیش از آنک این قصه تا مخلص رسددود و گندی آمد از اهل حسد
- بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی جلال الدین محمد مولوییا رب آنها را که بشناسد دلمبنده و بستهمیان و مجملم
- بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعت جلال الدین محمد مولویچارمیخ شه ز رحمت دور نیچار میخ حاسدی مغفور نی
- بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه جلال الدین محمد مولویآن جوادی که جمادی را بداداین خبرها وین امانت وین سَداد
- بخش ۱۰۹ - در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست جلال الدین محمد مولویهر کجا خواهد خدا دوزخ کنداوج را بر مرغ دام و فخ کند
- بخش ۱۵۹ - وصیت کردن پدر دختر را کی خود را نگهدار تا حامله نشوی از شوهرت جلال الدین محمد مولویخربزه چون در رسد شد آبناکگر بنشکافی تلف گردد هلاک
- بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است جلال الدین محمد مولویجز به ضد ضد را همی نتوان شناختچون ببیند زخم بشناسد نواخت
