جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۲۴۵ از ۷۳۸
- بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسانتر بود بگوی جلال الدین محمد مولویگفت رگهای مناند آن کوههامثل من نبوند در حسن و بها
- بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق جلال الدین محمد مولویشیخ آگه بود و واقف از ضمیرگفت او را چند باشی در زحیر
- بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی میکرد جلال الدین محمد مولویغرهٔ شیرت بخواهد امتحاننقش شیر و آنگه اخلاق سگان
- بخش ۹۰ - نوبت جستن رسیدن به نصوح و آواز آمدن که همه را جستیم نصوح را بجویید و بیهوش شدن نصوح از آن هیبت و گشاده شدن کار بعد از نهایت بستگی کماکان یقول رسول الله صلی الله علیه و سلم اذا اصابه مرض او هم اشتدی ازمة تنفرجی جلال الدین محمد مولویچونک دریاهای رحمت جوش کردسنگها هم آب حیوان نوش کرد
- بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة جلال الدین محمد مولویاین سخن پایان ندارد ای غلامروز بیگه شد حکایت کن تمام
- بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا جلال الدین محمد مولویوانگهانی آن امیران را بخواندیکبیک تنها بهر یک حرف راند
- بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست جلال الدین محمد مولویناگهان مردی ورا بیدار کردچشم چون بگشاد پنهان گشت مرد
- بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیمعاقل و مرد تمام و نیممرد و علامت شقی مغرور لاشی جلال الدین محمد مولویزنده نی تا همدم عیسی بودمرده نی تا دمگه عیسی شود
- بخش ۶۱ - جواب دادن قاضی صوفی را جلال الدین محمد مولویزآنک اینها بگذرند آن نگذرددولت آن دارد که جان آگه برد
- بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه جلال الدین محمد مولویبعد این جمله دعا و این فغانگاوی اندر خانه دیدم ناگهان
- بخش ۳۳ - حکایت در تقریر همین سخن جلال الدین محمد مولویشهسواران در سباقت تاختندخربطان در پایگه انداختند
- بخش ۴۹ ابوالقاسم فردوسیدل شاه پرویز ازان شاد شدکزان بد گهر دشمن آزاد شد
