جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۸۳۷ نتیجه برای «آخر» · صفحهٔ ۲۵۷ از ۳۲۰
- بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب نظامی گنجویگرفتم خود که عطارِ وجودیتو نیز آخر بسوزی، گرچه عودی
- بخش ۶۷ - رفتن خسرو سوی قصر شیرین به بهانهٔ شکار نظامی گنجویچه تلخی دید شیرین در من آخر؟چرا در بست از اینسان بر من آخر؟
- بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند نظامی گنجویگر عشوه بود دروغ و گر راستآخر نفسی تواند آراست
- بخش ۱۷ - پاسخ دادن بهرام ایرانیان را نظامی گنجویختم قصه بر این شد آخر کارکهآنچه شرط است نگذرد ز قرار
- بخش ۱۱ - صفت هفتم ناصرخسرو قبادیانی… اله و نطفه و علقه و مضقه و عظام و لحم که شش است بهفتم تمام شود که خلق آخر است. و اندر دین همچنین مرتبت هفت است از مستجیب و ماذون و داعی و حجت و امام و اساس، و این شش مرتبت را تمامی ناطق است که هفتم ایشان است. و گواهی دهد …
- بخش ۷ - قول متالهان فلاسفهاندر توحید ناصرخسرو قبادیانی… تب است، و هر علتی را معلولی است، از علت اول کآن باری است تا بمعلول آخر کآن مردست. و گفتند که علت آن باشد که چون مر او را بوهم بر گیری معلول بر خیزد، و هرچ ما آنرا بوهم (برگیریم) دیگری ببر گرفتن او بر گرفته شود آنک بر …
- بخش ۳۲ - صف بیست و چهارم ناصرخسرو قبادیانی… ن چهار حرف « الله» یکی است بدانچ آغازش الف است و آنجامش آن الف است که آخر هاء است. و معنی پوشیده اندرین باب آنست که علت این چهار اصل که گفتیم به وحدت ایزد است، و همچنین آغاز چهار ارکان از طبیعت که او قوت فاعله است- اعنی …
- بخش ۳۶ - صف بیست و هشتم ناصرخسرو قبادیانی… قتی نامزد کرده مگر که عقل را بیابید» این همه احوال مردم را یاد کرد و بآخر گفت «مگر بعقل برسید» از بهر آنک اصل آفرینش از عقل رفته بود و چاره نیست از بازگشتن مرچیزی را کز چیزی پدید آید بآخر کار از آنچ ازو پدید آمده باشد، پ …
- رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال وحشی بافقیگرفتم اینکه من بسیار پستمنه آخر پادشاه مصر هستم
- فصل سی و هشتم - حسامالدّین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد جلال الدین محمد مولوی… ز حق فهم کرد و مؤمن شد بواسطهٔ تمییز؟؛ پس دانستیم که ایمان تمییز است. آخر این فقه اصلش وحی بود امّا چون به افکار و حواس و تصرّف خلق آمیخته شد آن لطف نمانْد و این ساعت چه ماند به لطافت وحی؟ چنانک این آب که در تروت روان اس …
- بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه جلال الدین محمد مولویآن عوان را آن ضعیف آخر چه کردکه دهد او را به کینه زجر و درد
- فصل بیست وچهارم - شخصی درآمد فرمود که محبوب است جلال الدین محمد مولوی… لیاللهعلیهوسلّم، عظیم متواضع بود زیرا که همه میوههای عالم اوّل و آخر برو جمع بود لاجرم از همه متواضعتر بود. «مَا سَبَقَ رَسُوْلَ اللهِّ اَحَدٌ بِالسَّلَامِ» گفت «هرگز کسی پیش از پیغامبر بر پیغامبر صلّی الله علیه …
