جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۶۰۱ نتیجه برای «جام» · صفحهٔ ۲۷۶ از ۵۵۱
- بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی جلال الدین محمد مولویجامهٔ ما، روز تاب آفتابشب، نهالین و لحاف از ماهتاب
- بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سره جلال الدین محمد مولویگفت نافرجام و فحش و دمدمهمن نتانم باز گفتن آن همه
- بخش ۲۰۴ - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن جلال الدین محمد مولویچرخ گردید و ندید او گَردِ جانتعزیتجامه بپوشید آسمان
- بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری جلال الدین محمد مولویجامه خواب آورد و گسترد آن عجوزگفت امکان نه و باطن پر ز سوز
- بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب جلال الدین محمد مولویخفته بودستید تا اکنون شماکه کنون جامه دریدیت از عزا
- بخش ۱۶۱ - نصیحت مبارزان او را کی با این دل و زهره کی تو داری کی از کلابیسه شدن چشم کافر اسیری دست بسته بیهوش شوی و دشنه از دست بیفتد زنهار زنهار ملازم مطبخ خانقاه باش و سوی پیکار مرو تا رسوا نشوی جلال الدین محمد مولویکه ز طاقاطاق گردنها زدنطاقطاق جامه کوبان ممتهن
- بخش ۷۷ - اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام جلال الدین محمد مولویتا ببینی جامعیام را تمامتا نلرزی وقت مردن ز اهتمام
- بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ میزد کی باز کن ببین کی چه میبری آنگه ببر جلال الدین محمد مولویژندهها از جامهها پیراستهظاهرا دستار از آن آراسته
- بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را جلال الدین محمد مولویظاهر نُقره گر اسپیدست و نودست و جامه میسیه گردد ازو
- بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة جلال الدین محمد مولویلیک آن مستی شود توبهشکنمنسی است این مستی تن جامه کن
- بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم جلال الدین محمد مولویاشکش از دیده بجست و گفت اوبا همه آن شاه شیریننام کو
- بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامههاش را هم دزدیدند جلال الدین محمد مولویجامهها بر کند و اندر چاه رفتجامهها را برد هم آن دزد تفت
