جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۵۶ نتیجه برای «چند» با فیلتر فردوسی · صفحهٔ ۲۹ از ۳۸
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسیجهانجوی پیش جهانآفرینبمالید چندی رخ اندر زمین
- بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون ابوالقاسم فردوسیبدو گفت ضحاک چندین منالکه مهمان گستاخ بهتر به فال
- بخش ۲۸ ابوالقاسم فردوسیگشاد از میان شاه زرین کمربر آتش برآگند چندی گهر
- بخش ۱۴ ابوالقاسم فردوسیهمه مهتران را ز لشکر بخواندوزین گونه چندین سخنها براند
- بخش ۱ ابوالقاسم فردوسیبگفتند با زال چندی درشتکه گیتی بس آسان گرفتی به مشت
- بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود ابوالقاسم فردوسیمرا خیره گشتی سر از فرّ شاهو زان ژنده پیلان و چندان سپاه
- بخش ۳۷ ابوالقاسم فردوسینیاطوس را داد چندان گهرچه اسپ و پرستار و زرین کمر
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیهمی خواهم از روشن کردگارکه چندان زمان یابم از روزگار
- بخش ۹ ابوالقاسم فردوسیبگفت آنچ بشنید و نامه بدادز سهراب چندی سخن کرد یاد
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیدلش گشت زان کار پر درد و رنجبیاورد دینار چندی ز گنج
- بخش ۵ - سخن دقیقی ابوالقاسم فردوسیبیایم پس نامه تا چندگاهکنم کشورت را سراسر تباه
- پادشاهی فرایین ابوالقاسم فردوسیشب تیره هرمزد شهران گرازسخنها همیگفت چندان به راز
