جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹۴ نتیجه برای «چند» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۲۹ از ۳۳
- بخش ۹۰ - ما از خدای گم شدهایم او به جستجوست اقبال لاهوریدر نرگس آرمید که بیند جمال ماچندان کرشمه دان که نگاهش به گفتگوست
- بخش ۹۷ - جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است اقبال لاهوریرقیب خام سودا مست و عاشق مست و قاصد مستکه حرف دلبران دارای چندین محمل افتاد است
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیاین ضربالمثل بدان آوردم تا بدانی که صدچندان که دانا را از نادان نفرت است، نادان را از دانا وحشت است.
- حکایت شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیملک را در دل آمد جمال لیلی مطالعه کردن تا چه صورت است موجب چندین فتنه.
- حکایت شمارهٔ ۲۱ سعدی شیرازیانصاف، از این ماخولیا چندان فروگفت که بیش طاقتِ گفتنش نماند!
- حکایت شمارهٔ ۲۲ سعدی شیرازییکی را از ملوک مرضی هایل بود که اِعادتِ ذکرِ آن ناکردن اَوْلیٰ. طایفهٔ حکمایِ یونان متفّق شدند که مر این درد را دوایی نیست مگر زَهْرهٔ آدمی به چندین صفت موصوف. بفرمود طلب کردن.
- حکایت شمارهٔ ۲۸ سعدی شیرازی… فت و تلطُّف کرد و ثَنا گفت. چو غایب شد، یکی از اصحاب پرسید شیخ را که: چندین ملاطفت امروز با پادشه که تو کردی، خلافِ عادت بود و دیگر ندیدیم. گفت نشنیدهای که گفتهاند:
- شمارهٔ ۷ - فی المربع جامینگویم هستم از خیل سگانتکه چندین خوش نباشد خودستایی
- بخش ۱ جامیانگورهای گوناگون دیدند و میوه های رنگارنگ یافتند روباه زیرک بود، حال بیرون رفتن را ملاحظه کرد و گرگ غافل چندان که توانست بخورد. ناگاه باغبان آگاه شد، چوبدستی برداشت و روی بر ایشان نهاد.
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیگفت: این گدایِ شوخِ مُبَذِّر را که چندان نعمت به چندین مدّت برانداخت، برانید که خزانهٔ بیتالمال لقمهٔ مساکین است نه طعمهٔ اِخوان الشّیاطین.
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیبامدادان که عزم سفر مُصمَّم شد، گفته بودندش که فلان، سعدیست. دوان آمد و تَلطُّف کرد و تأسّف خورد که چندین مدت چرا نگفتی منم؟ تا شُکرِ قُدومِ بزرگان را میانْ به خدمت ببستمی؛ گفتم:
- حکایتِ شمارهٔ ۲۷ سعدی شیرازیگفت: از بهرِ چنین روزی؛ که زیرکان گفتهاند: دوست را چندان قوّت مده که دشمنی کند تواند. نشنیدهای که چه گفت آن که از پروردهٔ خویش جفا دید؟
