جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۲۹۰ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۹۶۱ جلال الدین محمد مولویدر آینه بدیدم نقش خیال فانیگفتم: «چه ای تو؟» گفتا:« من زنگ زندگانی»
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۷ جلال الدین محمد مولویدیده جان شمس دین مفخر تبریز و جانشاد ز عشق رخش شادتر از جان پری
- غزل شمارهٔ ۳۰۴۶ جلال الدین محمد مولویچو صبحدم خندیدی در بلا بندیدیچو صیقلی غمها را ز آینه رندیدی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۶ جلال الدین محمد مولویز ابتدای جهان تا به انتهای جهانکسی ندید چنین بیهشی و هشیاری
- غزل شمارهٔ ۳۱۵۲ جلال الدین محمد مولویناپدیدی چو جان در این عالمدر جهان دلم پدیدستی
- غزل شمارهٔ ۳۲۰۸ جلال الدین محمد مولویدعانا من تعالی عن حدودنجیالمحدود بالعین الحدید
- غزل شمارهٔ ۳۲۲۱ جلال الدین محمد مولویفوصلکم مدید صلوا بلا انقطاعو نزلکم مزید کلوا بلا غرام
- غزل شمارهٔ ۳۲۲۶ جلال الدین محمد مولویهیچ کس ای جان من، جان سخندان مننور رخ شد ندید، تا نکند بیدقی
- بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ جلال الدین محمد مولویکه زن عمران به عمران در خزیدتا که شد استارهٔ موسی پدید
- بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتن جلال الدین محمد مولویگفت آری گر وفا بینم نه مکرمکرها بس دیدهام از زید و بکر
- بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر جلال الدین محمد مولویلیک نادر طالب آید کز فروغدر حق او نافع آید آن دروغ
- بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد جلال الدین محمد مولویگر مر او را این نظر بودی مُدامچون ندیدی زیر مشتی خاکْ دام
