جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۲۹۴ از ۱٬۰۳۳
- رباعی شمارهٔ ۳۸۰ جلال الدین محمد مولویکس دل ندهد بدو که خونخوار منستجان رفت چه جای کفش و دستار منست
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ جلال الدین محمد مولویآواره دلا میا بدین سوآن جا بنشین که خوش مقامست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۸ جلال الدین محمد مولویگفتم عشقت مرا بت و خویش منستغم نیست غم از دل بداندیش منست
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ جلال الدین محمد مولویجمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیستهر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۳ جلال الدین محمد مولویما را بدم پیر نگه نتوان داشتدر خانهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
- رباعی شمارهٔ ۴۰۹ جلال الدین محمد مولویگفتی به کجا پرد که او را یابدنی خود بکجا پرد که آنجا جا نیست
- رباعی شمارهٔ ۴۱۰ جلال الدین محمد مولویمرغ دل من چو ترک این دانه گرفتانصاف بده که نیک مردانه گرفت
- رباعی شمارهٔ ۴۱۴ جلال الدین محمد مولویمستی ز ره آمد و بما در پیوستساغر میگشت در میان دست بدست
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ جلال الدین محمد مولویبوسهای داد مرا دلبر عیار و برفتچه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفت
- رباعی شمارهٔ ۴۴۰ جلال الدین محمد مولویهر ذره که چون گرسنه بر خوان خداستگر تا به ابد خورند اینخوان برپاست
- رباعی شمارهٔ ۴۴۳ جلال الدین محمد مولویبیگانه چرا نشد میان خویشانکز باخبران بیخبری بدکاریست
- رباعی شمارهٔ ۴۴۴ جلال الدین محمد مولویهر روز به نو برآید آن دلبر مستبا ساغر پرفتنهٔ پرشور بدست
