جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۳۲۹ از ۴۲۴
- بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند وحشی بافقییکی بودی بد و نیک زمانهتفاوت پاکشیدی از میانه
- در هجو کیدی (یاری) شاعرنما وحشی بافقیای قامت تو برابر کیرشکل تو یکی به پیکر کیر
- بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او وحشی بافقییکی زان ماهرویان گشت ساقیبه جامش کیمیای عمر باقی
- بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز وحشی بافقییکی مسکینم از چین نام فرهادغلام تو ولیک از خویش آزاد
- بخش ۱ - پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله اقبال لاهوریآن یکی از سینهٔ احرار گیروان دگر از سینهٔ کهسار گیر
- فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم میگوید که غيرافلاک جلال الدین محمد مولوییکی گفت که «پیش از آنکه زمین و آسمان بود و کرسی بود عجب کجا بود؟» گفتیم «این سؤال از اوّل فاسد است زیراکه خدای آن است که او را جای نیست تو میپرسی پیش ازین هم کجا بود؟» آخر همه چیزهای تو بیجاست این چیزها را که در توست …
- بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات جلال الدین محمد مولویدر حدیث آمد که روز رستخیزامر آید هر یکی تن را که خیز
- بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو جلال الدین محمد مولویبهر کیکی تو گلیمی را مسوزوز صداع هر مگس مگذار روز
- بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی جلال الدین محمد مولویمرگ یک قتلست و این سیصد هزارهر یکی را خونبهایی بیشمار
- فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است جلال الدین محمد مولوی… و به نماز مشغول شدند. دو مرید موافقت شیخ کردند و به نماز نهاستادند؛ یکی ازان مریدان که در نماز بود خواجگینام به چشم سر به وی عیان بنمودند که جمله اصحاب مریدان که در نماز بودند با امام پشتشان به قبله بود و آن دو مرید ر …
- بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعتگری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ جلال الدین محمد مولویهر یکی در دفع دیو بدگمانهست نفطانداز قلعهٔ آسمان
- بخش ۶۹ ابوالقاسم فردوسییکی مرد بد در دماوند کوهکه شاهش جدا داشتی ازگروه
