جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۳۴۰ از ۶۴۷
- بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست جلال الدین محمد مولویآن چه دیدی که مرا زان عکس دیددر دل و جان شعلهای آمد پدید
- بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود جلال الدین محمد مولوینعرهها زد خلق جمع آمد بروگبر گویان ایهاالناس اُحذَروا
- بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام جلال الدین محمد مولویزاغ ایشان گر بصورت زاغ بودباز همت آمد و مازاغ بود
- بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخره جلال الدین محمد مولویدر میان خانه افتاد او درازخلق انبه گرد او آمد فراز
- بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره جلال الدین محمد مولویاندر آن دم جوحی آمد در بزدجست قاضی مهربی تا در خزد
- بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام جلال الدین محمد مولویسهو باشد ظنها را گاه گاهاین چه ظنست این که کور آمد ز راه
- بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار جلال الدین محمد مولویروستایی چون سوی شهر آمدیخرگه اندر کوی آن شهری زدی
- بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود جلال الدین محمد مولویچونک غم بینی تو استغفار کنغم بامر خالق آمد کارکن
- بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی جلال الدین محمد مولویپیش بینا شد خموشی نفع توبهر این آمد خطاب انصتوا
- بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد جلال الدین محمد مولویقصدشان ز انکار ذل دین بدهعین ذل عز رسولان آمده
- بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ جلال الدین محمد مولویگل نماند خارها ماند سیاهزرد و بیمغز آمده چون تل کاه
- بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است جلال الدین محمد مولویدرد آمد بهتر از ملک جهانتا بخوانی مر خدا را در نهان
