جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۳ نتیجه برای «سوز» · صفحهٔ ۳۴۶ از ۳۵۰
- فصل دهم - اینچ میگویند که اَلْقُلُوْبُ تَتَشَاهَدُ گفتیست جلال الدین محمد مولوی… یتابد یکی میخ میزند یکی جامه میبافد و یکی دوزد و یکی میدرّد و یکی سوزن میزند این صورتها اگرچه از روی ظاهر مختلف و متفرّقاند اما از روی معنی جمعند و یکی کار میکنند و همچنین احوال این عالم نیز چون درنگری همه بندگی …
- بخش ۳ - در اشاره به کتب و تألیفات خود فرماید عطار نیشابوریبکن عدل و کرم ورنه خرابیدرون آتش سوزان کبابی
- بخش ۷۹ - درضمانت بهشت مر کاتب کتاب را و اسرار او فرماید عطار نیشابوریهر کتابی کوبرون شد زین کلامرو بسوزان جمله را تو والسلام
- بخش ۲۸ - نشستن بهرام روز دوشنبه در گنبد سبز و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم سوم نظامی گنجویوین که بینی نه مِهر امروزستدیر باشد که در من این سوزست
- فصل چهل و سوم - هر کسی چون عزم جایی و سفری میکند جلال الدین محمد مولوی… کفر را به ظلمت یا ایمان را به سایهٔ خوش نسبت فرمود و کفر را به آفتاب سوزان بیامان که مغز را به جوش آرد. و چه مانَد روشنی و لطف ایمان به نور آن جهان؟ یا فرخجی و ظلمت کفر به تاریکی این عالم؟
- بخش ۲۹ - خاموش شدن سالك وصول از جواب عطار نیشابوریپرده را کلی بسوزد پرده دارراز خود با راز دل کن آشکار
- بخش ۱۳ - در نشانی دادن جوهر حقیقت فرماید عطار نیشابوریگهی چون آتش اینجا خود بسوزدگهی چون باد آتش بر فروزد
- بخش ۱۳ - صف نهم ناصرخسرو قبادیانی… او بردلها جاکول شود. تأویلش آنست که آتش که بر دل جاکول است مر دل را بسوزد و آتش که مر دل را بسوزد جز اندیشه و حسرت نیست، و دل بدین جای مر نفس عاقله را خواهد که او از نفسهای روینده و خورنده و گوینده هم بدان منزلت است که …
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیز هومان دل من بسوزد همیز رویین روان برفروزد همی
- بخش ۷۲ - ذکر ابراهیم خواص رحمةالله علیه عطار نیشابوری… دل حظ ومقدار باشد در توکل یگانه بود و باریک فراگرفتی و با اینهمه هرگز سوزن وریسمان ورکوه و مقراض از وی غایب نبودی گفتند چرا داری گفت: زیرا که این مقدار در توکل زیان نکند.
- بخش ۱۲ - در نموداری اعیان و خورشید جان فرماید عطار نیشابوریرموز عشق اینجا نیست بازیبسوزی اندرو گر شاهبازی
- گفتار دویم ناصرخسرو قبادیانی… ز من به هفتاد و سه فرقه یک فرقه ناجی و رستگار باشد و باقی همه در آتش بسوزند و این خبر همین دلیل کند که هفتاد و دو فرقه مر آن یک فرقه را مخالفند و مر یکدیگر را موافقند تا این یک فرقه بد آنعالم رسد و از همکنان جدا آید بدان …
