جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۳۵۱ از ۶۴۷
- بخش ۱۹ - خردنامه ارسطاطالیس جامیجَهان کوه و فعلِ تو آمد نِداجزای تو بَر فعل باشَد، صِدا
- بخش ۱۰ - گرم شدن مجنون از سماع آوازه لیلی و آهنگ مقام او کردن و چون شکاریان سرگشته به پای خود روی به دام آوردن جامیهر زنده که آمدی ز هر حیگشتی به نیاز مرده وی
- بخش ۶۹ - غلبه کردن محبت زلیخا بر یوسف علیه السلام و بنا کردن عبادتخانه از برای وی جامیکه آمد در طریق عشق صادقکه نامد بر سرش معشوق عاشق
- بخش ۴ - پایه معراج سخن را بلند ساختن و سخن پایه معراج خواجه پرداختن جامیبر آمد به گردون چو مه بی نقابفرو شد ز شرمش به خود آفتاب
- بخش ۷۵ - خاتمه در شکر اتمام و تاریخ اختتام و دعای بعض اکرام ابقاهم الله تعالی الی یوم القیام جامیبحمدالله که بر رغم زمانهبه پایان آمد این دلکش فسانه
- بخش ۲۹ - تدبیر کردن حکیم در ولادت فرزند بی موافقت زنان و دایه گرفتن از برای تربیت وی جامیسالم از آفت تن و اندام اوزآسمان آمد سلامان نام او
- بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند جامیشاه آمد به تخت بار دگرمرد شهزاده پیشتر ز پدر
- بخش ۷۴ - در مخاطبه نفس و ترقی دادن وی از حضیض خویشتنداری و خودپسندی به ذروه دست کوتاهی و همت بلندی جامیهمی دار از گزاف انفاس را پاسکه شرط رهرو آمد پاس انفاس
- بخش ۱۵ - عهد وفا بستن لیلی با مجنون و تأکید کردن آن به سوگندان گوناگون جامیچون روز دگر به سویش آمدجانی پراز آرزویش آمد
- بخش ۱۵ - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن جامیدرین وحشت آباد پر قال و قیلبه گوش آمدش بانگ طبل رحیل
- بخش ۱۸ - وزیدن نسیم سحری بر زلیخا و نرگس خوابناکش را گشادن و از خیال شبانه غنچه وار خون به دل فرو خوردن و مهر بر لب نهادن جامیهزاران بار جانش بر لب آمدکه تا آن روز محنت را شب آمد
- بخش ۴۶ - داستان رسیدن اسکندر به زمین هند و ملاقات وی با حکیمان ایشان جامیچو آمد به سر مجلس گفت وگویسکندر در آن حاضران کرد روی
