جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۳۶۹ از ۴۹۷
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیز گیتی برادر توی شاه راهمی زیر نعل آوری ماه را
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسییکی کوه داری به زیر اندورنکه گر بنگری برتر از بیستون
- بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی عطار نیشابوریمرا گر دیر آید نوبهارمبزیر شاخ کی دارد کنارم
- بخش ۱۷ - قول شانزدهم- اندر مبدع حق سبحانه و مبدع ناصرخسرو قبادیانی… آنچه (ما) گفتیم حق است. و این غلط مر آن کس ها را اوفتد که روحانیات را زیر زمان گمان برند، و لطایف از زمان برتر است. پس پدید آرنده لطایف را چگونه به زیر زمان شاید گفتن؟ و ظن نادانان چنان است که خدای تعالی (ازلی است و این …
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… خداوندا ایشان را در پناه افضال خود آسوده دار، همچنانکه این ضعیف را به زیر پر و جناح تربیت خود بپروریدند. جناح و پرِ احسان خود، بر سر ایشان دار.
- بخش ۷ - در اشاره بتألیفات خود و عدد ابیات آنها فرماید عطار نیشابوریهر آنکس کو ز اسرارش خبر یافتچو جبریل آسمان در زیر پر یافت
- بخش ۲ - ذکر اویس القرنی رضی الله عنه عطار نیشابوری… واقف نگردد که در آن میان اویس کدام است، که چون در سرای دنیا حق را در زیر قبّۀ تواری عبادت میکرد و خویش را از خلق دور میداشت تا در آخرت نیز از چشم اغیار محفوظ مانَد که: أولیائی تَحتَ قِبابی لایَعرفُهُم غیری [اولیای من …
- بخش ۳۵ - گذار کردن اسکندر دیگر باره به هندوستان نظامی گنجویشکم کرده پر زیر شمشاد و سروخروس صراحی ز خون تذرو
- بخش ۳۲ - نشستن بهرام روز آدینه در گنبد سپید و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم هفتم نظامی گنجویبره و مرغ و زیربای عراقگردهها و کلیچهها و رقاق
- (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود عطار نیشابوریچو مروارید زیر لعل خندانشگهر داری نمودی دُرّ دندانش
- بخش ۹ - اندر هیئت و خاصه و رسم و حد ناصرخسرو قبادیانی… ر ارکان چهار گانه کار کن. اگر گوید: «اثیر» چیست؟ گوییم: هوای گرم است بزیر فلک ماه.اگر گوید «زمهریر» چیست؟ گوییم: هوای سرد است زیر آن کره اثیر. اگر گوید: «ابر» چیست؟ گوییم: مجموع بخارست، و بخار گفتیم که آتش است با آب آمیخ …
- بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه عطار نیشابوری… چنان دید، گفت: «سوگند خورده ام که تا مال ندهی، تو را بحلّ نکنم. اکنون زیر ِ بالین ِ من زر است، بردار و به من ده تا تو را بحلّ کنم».
