جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۵۶ نتیجه برای «چند» با فیلتر فردوسی · صفحهٔ ۳۷ از ۳۸
- بخش ۳۳ ابوالقاسم فردوسیچو چشمش به روی نیا برفتادخروشید و چندی سخن کرد یاد
- بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیبر خیمه نزدیک پردهسرایبه دهلیز چندی پیاده به پای
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسیز چندان گرانمایه گرد دلیرخروشی برآمد چو آوای شیر
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسینگه کن که چندین ز کندآورانبیارند هر سال باژ گران
- بخش ۲۱ ابوالقاسم فردوسیبه اشکش بفرمود تا با سپاهبه مکران بباشد یکی چندگاه
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسیببخشید چندی به آتشکدهچه برجای و روز و جشن سده
- بخش ۱۲ ابوالقاسم فردوسیکمان برگرفتند و تیر خدنگبرفتند چندی سواران جنگ
- بخش ۲۲ ابوالقاسم فردوسیببخشید چندان که بد خواستهز اسبان وز گنج آراسته
- بخش ۷ ابوالقاسم فردوسیسپهدار با جوشن و گرز و خودبه لشکر فرستاد چندی درود
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیتو با خویش وپیوند و چندین سوارهمه پهلوان و همه نامدار
- بخش ۳ ابوالقاسم فردوسیجهاندیدگان را ز کشور بخواندسخنهای بایسته چندی براند
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیسزد گر دل اندر سرای سپنجنداریم چندین بدرد و برنج
