جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۳۷۴ از ۴۲۴
- بخش ۳ ابوالقاسم فردوسیدو هفته در بار دادن ببستبنوی یکی دفتر اندر شکست
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسییکی را همی برد با خویشتنورا رهنمون بود زآن انجمن
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیچنین دیدم ای سرو سیمین به خوابکه بودی یکی بیکران رود آب
- خیام شاعر خیام نیشابوری… ی از افکار خیام الهام یافته و تشبیهات او را گرفتهاست، میتوان گفت او یکی از بهترین و متفکرترین پیروان خیام است. اگرچه حافظ خیلی بیشتر از خیام رؤیا، قوهٔ تصور و الهام شاعرانه داشته که مربوط به شهوت تند او میباشد. ولی اف …
- بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل عطار نیشابوریدلش در نفرتی دید ونفوریوزو نزد یکیی جستن چو دوری
- بخش ۱۵ - ذکر سفیان ثوری قدس الله روحه عطار نیشابوری… ا نمیشایی و گویند که گفت: سه استاد را خدمت کردم و علم آموختم چون کار یکی به آخر رسید جهود شد و در آن وفات کرد. دیگر تمجس ثالث تنصر از آن ترس طراقی از پشت من بیامد و پشتم شکسته شد.
- بخش ۱ - فی التوحید باری عز اسمه عطار نیشابورینُه فلک چون ده یکی خواست از درشاز دو عالم جای آمد بر ترش
- بخش ۱۲ - در آگاهی دادن دل در عین منزل و او از آن عاشق بودن فرماید عطار نیشابوریهمه در تست بردار این گمان راکه تا بیشک یکی بینی عیان را
- بخش ۴۹ - ذکر ابن عطا قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… ه میگشتم و آب از چشم میریختم گفتند چه بود گفت: درکودکی کبوتری از آن یکی بگرفتم یادم آمد هزار دینار نقره به ثواب خداوندش دادم هنوز دلم قرار نگرفت میگریم تا حال چه شود.
- بخش ۴ - ذکر مالک دینار رحمة الله علیه عطار نیشابوری… پایش گیریم و در دریا اندازیم. هرچه در آب ماهی بود همه سربرآوردند -هر یکی دو دینار زر در دهان گرفته - مالک دست فرا کرد از یک ماهی دو دینار بستد و بدیشان داد. چون کشتی بانان چنین دیدند در پای او افتادند. او بر روی آب برفت …
- بخش ۲۲ - اندر خواص ماه ناصرخسرو قبادیانی… د و گرانی داشت، بزیر (دیگر اجرام) از آن شد کهاندرو گرانی و سختی و تاریکی است. و دلیل دیگر بر آنکه جوهر ماه خاکی است آن آوردند که گفتند که از پنج قسم جسم گران یکی جسم فلک است، و دیگر کره اثیر، و سه دیگر هوا، و چهار آب و …
- گفتار سی ام ناصرخسرو قبادیانی… یعنی چون ناطق بمرتبت پیغمبری آید و از پنج حد علوی نصیب خویش بیابد چاریکی مر اهل دعوت را بیرون کند.
