جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۳۸۰ از ۷۰۴
- بیست و چهارم جلال الدین محمد مولویوقتیست که سرمستان گیرند ره خانهشب گشت چه غم از شب با ماه درخشانت
- بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم جلال الدین محمد مولویشاعر اندر انتظارش پیر شدپس زبون این غم و تدبیر شد
- فصل چهل و پنجم - شیخ ابراهیم عزیز درویشیست چون او را میبینیم جلال الدین محمد مولوی… ست بروی و در پای افتی و بی دست و پا شَوی، همچون سحرهٔ فرعون میروی چه غم باشد؟ شعر: زهر از کف یار سیمبر بتوان خورد تلخی سخنش همچو شکر بتوان خورد بس با نمک است یار، بس با نمک است جایی که نمک بوَد جگر بتوان …
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیچوآگاه شد خسرو از کاراویغمی گشت زان تیز بازار اوی
- بخش ۷ ابوالقاسم فردوسیازین سان همی رفت روز و شبانپر از غم دل و ناچریده لبان
- بخش ۲۹ ابوالقاسم فردوسیغم آمد روان ترا بهره زینچنین بود رای جهانآفرین
- بخش ۲۳ ابوالقاسم فردوسیبزرگان که بودند با او به همبه رزم و به بزم و به شادی و غم
- بخش ۱۷ ابوالقاسم فردوسیبتوزیم فام کسی کش درمنباشد دل خویش دارد به غم
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیترا داد این کشور و مرز پاکمخور غم که رستی ز اندوه و باک
- بخش ۱۷ ابوالقاسم فردوسیبه لشکرگه خویش بنهاد رویبه خشم و دل از غم پر از کار اوی
- بخش ۱۴ ابوالقاسم فردوسیز درد و غمان رستگان تویمبایران کمربستگان تویم
- بخش ۴۴ ابوالقاسم فردوسیچو بشنید بهرام و اندیشه کردز دانش غم نارسیده نخورد
