جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۱۷۹ نتیجه برای «جز» · صفحهٔ ۳۸۷ از ۶۸۲
- بخش ۱۱ - رجوع به تمامی قصه جامیخفته مرده ست و عشق با مردهنیست جز کار جان افسرده
- بخش ۴۳ - مطالبه کردن زلیخا وصال یوسف را علیه السلام و استغنا نمودن یوسف از وی جامیبه جز دیدارش از هر جست و جویینمی دانست خود را آرزویی
- بخش ۱۱۲ - عقد سی و پنجم در دولتخواهی سلاطین که عدل ایشان سرمایه آبادانی است و ظلم ایشان پیرایه ویرانی جامیجم ازین بزم شد و جام نماندوز جم و جام بجز نام نماند
- بخش ۱۹ - خردنامه ارسطاطالیس جامیبه هَر کَس زِ داد و سِتَد رَه گُشادنمیخواهد اَز وی به جُز آنچه داد
- بخش ۶۹ - غلبه کردن محبت زلیخا بر یوسف علیه السلام و بنا کردن عبادتخانه از برای وی جامیپی بازی چو کردی چاره سازینبودی بازیش جز عشقبازی
- بخش ۴ - پایه معراج سخن را بلند ساختن و سخن پایه معراج خواجه پرداختن جامیعطارد ز وی جز عطا کد نکردبه رویش سئوال عطا رد نکرد
- بخش ۳۱ - خردنامه هرمس جامیدرین موج زن لجه رنج و بیمندارد جز این بهره مرد حکیم
- بخش ۷۵ - خاتمه در شکر اتمام و تاریخ اختتام و دعای بعض اکرام ابقاهم الله تعالی الی یوم القیام جامیبلی در بارگاه آدمیتجز او کم یافت راه محرمیت
- بخش ۵۳ - رفتن آن اعرابی به دیار لیلی و خبر وفات مجنون را به وی رساندن و اظهار کردن لیلی آن معنی را پیش از گفتن اعرابی جامیکین دل که به پهلوی چپش جاستاز وی نشنیدهام بجز راست
- بخش ۲۹ - تدبیر کردن حکیم در ولادت فرزند بی موافقت زنان و دایه گرفتن از برای تربیت وی جامینطفه را بی شهوت از صلبش گشاددر محلی جز رحم آرام داد
- بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند جامیجز به نور متابعت حاشاکه شود از جمال پرده گشا
- بخش ۷۴ - در مخاطبه نفس و ترقی دادن وی از حضیض خویشتنداری و خودپسندی به ذروه دست کوتاهی و همت بلندی جامینبینم از چنان فرخنده باغیتو را در دست جز پای کلاغی
