جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۳۰۲ نتیجه برای «شب» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۴ از ۱۰۹
- بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت جلال الدین محمد مولویگفت روزی یار او که امشب بیاکه بپختم از پی تو لوبیا
- بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان میجستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی اینها همه تمثال صورتیاند کی بر تختههای خاک نقش کردهاند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیمشب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره جلال الدین محمد مولویآن ملک برخاست شب شد پیش اوگفته او را ای ملیک خوبرو
- فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است جلال الدین محمد مولویگفت که «شب و روز دل و جانم به خدمت است و از مشغولیها و کارهای مغول به خدمت نمیتوانم رسیدن.» فرمود که «این کارها هم کار حق است زیرا سبب امن و امان مسلمانیست خود را فدا کردهاید به مال و تن تا دل ایشان را
- فصل نوزدهم - فرمود که شب و روز جنگ میکنی و طالب تهذیب جلال الدین محمد مولویفرمود که شب و روز جنگ میکنی و طالب تهذیب اخلاق زن میباشی و نجاست زن را به خود پاک میکنی، خود را درو پاک کنی بهتر است که او را در خود پاک کنی، خود را به وی تهذیب کن، سوی او رو و آنچ او گوید تسلیم کن اگرچه نزد تو آن سخن …
- رباعی شمارهٔ ۱۵ جلال الدین محمد مولویای آنکه نیافت ماه شب گرد ترااز ماه تو تحفهها است شبگرد ترا
- رباعی شمارهٔ ۲۶ جلال الدین محمد مولویای شب ، شادی همیشه بادی شاداعمرت به درازیِ قیامت بادا
- رباعی شمارهٔ ۵۳ جلال الدین محمد مولویعاشق شب خلوت از پی پی گم رابسیار بود که کژ نهد انجم را
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷ جلال الدین محمد مولویآن شب که ترا به خواب بینم پیداستچون روز شود چو روز دل پرغوغاست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷ جلال الدین محمد مولویامشب شب آن دولت بیپایانستشب نیست عروسی خداجویانست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸ جلال الدین محمد مولویامشب شب آنست که جان شبهاستامشب شب آنست که حاجات رواست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹ جلال الدین محمد مولویامشب شب من بسی ضعیف و زار استامشب شب پرداختن اسرار است
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵ جلال الدین محمد مولویای شب چه شبی که روزها چاکر تستتو دریائی و جان جان اخگر تست
