جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۴۰۷ از ۴۲۱
- بخش ۲۷ - نشستن اسکندر بر جای دارا نظامی گنجویچو دیواری از صورت آراستهجسد مانده و روح برخاسته
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسیتو را من نمودم شب آن خواب بدبدان گونه تا بر سرت بد رسد
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیکسی را کجا چون تو کهتر بودز دشمن بترسد سبکسر بود
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیسپهدار طوس است مردی دلیربهامون نترسد ز پیکار شیر
- بخش ۱ - پادشاهی قباد چهل و سه سال بود ابوالقاسم فردوسینهاد اندر آن مرز آتشکدهبزرگی به نوروز و جشن سده
- بخش ۶۹ - ذکر شیخ ابوعبدالله محمدبن الخفیف قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… مرا بسر پای بیدار کردی و من در وی نگاه کرد میفرمود که هر که راهی بشناسد و رفتن آن را پیش گیرد پس از سلوک بازایستد حق تعالی او را عذابی کند که هیچکس را از عالمیان چنان عذاب نکند.
- بخش ۳۵ - جواب دادن منصور شبلی را عطار نیشابوریکجا اینجا بکام دل رسد بازنماید جاودان در نیک و بد باز
- حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت عطار نیشابورینیست او آن کسی آنجا که اوستکی رسد جان کسی آنجا که اوست
- بخش ۱۸ - اندر سعد و نحس واندر امروز و دی و فردا ناصرخسرو قبادیانی… و قحط باز ایستادن بارانها باشد از آسمان بهسبب بسیاری خلق بیحاصل مفسد تا بهکمی معیشت بهمرگ جسدی هلاک شوند، و فسادشان کمتر شود چو از مرگ متواتر بترسند، و آن آزمایش الهی باشد مر خلق را تا عقلا عبرت گیرند، چنانک همیگ …
- گفتار سی و پنجم ناصرخسرو قبادیانیگوئیم که چون جسد مردم ازینعالم بود و نفس مردم از عالم عقلانی بود محسوسات مر نفس حسی را سوی این عالم خواند و معقولات مر نفس ناطقه را سوی آن عالم خواند و مردم اندر میان این دو خواننده بسه قسمت شدند گروهی از پس خواهش های حس …
- گفتار نهم ناصرخسرو قبادیانی… ر میان مردم نباشد مر یکدیگر را هلاک کنند و کس بعلم آموختن و طلب فضل نرسد آنگه مردم با ستوران برابر شوند چنانکه هست زمینهائیکه اندر میان ایشان حکمت و علم نیست و ایشان همه چون ددکان و درنده شده اند چنانکه بزمین خراسان یکجب …
- بخش ۱۲ - قول یازدهم- اندر ترکیب ناصرخسرو قبادیانی… بر جملگی اندام های خویش و آن جگر است که از حیوان نخست آن پدید آید تا جسد (را) به میانجی این آلت ساخته کند. (و) تراکیب طبیعی بر (این) دو روی است. و تراکیب صنیعی پس از این است از صنعت حیوان – مردم و جز مردم – کز جواهر خاکی …
