جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۱۸۶ نتیجه برای «دو» با فیلتر رباعی · صفحهٔ ۴۳ از ۹۹
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰ جلال الدین محمد مولویامشب منم و طواف کاشانهٔ دوستمیگردم تا بصبح در خانهٔ دوست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷ جلال الدین محمد مولویای آمده بامداد شوریده و مستپیداست که باده دوش گیرا بوده است
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰ جلال الدین محمد مولویای بیخبر از مغز شده غره بپوستهشدار که در میان جان داری دوست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱ جلال الدین محمد مولویای دوست مکن که روزها را فرداستنیکی و بدی چو روز روشن پیداست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲ جلال الدین محمد مولویای ذکر تو مانع تماشای تو دوستبرق رخ تو نقاب سیمای تو دوست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۰ جلال الدین محمد مولویای کز تو دلم پر سمن و یاسمنستوز دولت تو کیست که او همچو منست
- رباعی شمارهٔ ۲۲۰ جلال الدین محمد مولویای همچو خر و گاو که و جو طلبتتا چند کند سایس گردون ادبت
- رباعی شمارهٔ ۲۳۲ جلال الدین محمد مولویبا عشق کلاه بر کمر دوز خوش استبا نالهٔ سرنای جگرسوز خوش است
- رباعی شمارهٔ ۲۴۳ جلال الدین محمد مولویای دوست چو از میانه مقصود تویجای گله نیست چون تو هستی همه هست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۴ جلال الدین محمد مولویبر من در وصل بسته میدارد دوستدل را بعنا شکسته میدارد دوست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۵ جلال الدین محمد مولویپرورد به ناز و نعمت آن دوست مرابردوخت مرقع از رگ و پوست مرا
- رباعی شمارهٔ ۲۵۲ جلال الدین محمد مولویبیچارهتر از عاشق بیصبر کجاستکاین عشق گرفتاری بیهیچ دواست
