جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۴۳۵ از ۶۴۷
- بخش ۲۹ - خواستاری اسکندر روشنک را نظامی گنجویدر آمد به مشگوی مشگین سرشتچو آب روان کاید اندر بهشت
- بخش ۳۴ - رسیدن اسکندر به عرض جنوب و ده سرپرستان نظامی گنجویپدید آمد آن سبزه و جوی و باغجهان در جهان روشنی چون چراغ
- بخش ۱۲ - افسانهٔ ماریه قبطیه نظامی گنجویچو کارش ز دشمن به جان آمدهبه درگاه شاهِ جهان آمده
- بخش ۴۵ - مهمانی کردن خاقان چین اسکندر را نظامی گنجویزمین از سر گنج بگشاد بندروا رو برآمد به چرخ بلند
- بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او نظامی گنجویبه هر زخمی ز پای افکند کوهیکز آن آمد خلایق را شکوهی
- بخش ۳۵ - رسیدن نامهٔ لیلی به مجنون نظامی گنجویدولت ز عتاب سیر گشتهبخت آمده گرچه دیر گشته
- بخش ۸۲ - صف شصت و ششم ناصرخسرو قبادیانی… اس پیوسته است بعقل . و لام ماننده شد بنفس کل ، از بهر آنک بنفس لازم آمد لمیت ، که آن اصل خطابهاست . و به نفس لامع باشد اعنی بدرفشید نور عقل اندر عالم جسمانی از شخصهای جزیی و او را لازم آمد لوم اعنی ملامت اگر مخالف شود …
- گفتار دوازدهم ناصرخسرو قبادیانیو گوئیم که سوره اخلاص باز پسین همه قرآن است که فرود آمده است تا گشادن در دین و بستن آن هر دو از پاکیزگی باشد و لیکن کارها و چیزها بآغاز اندر حد قوه باشند و آنچه اندر حد قوه باشد ضعیف باشد و بآخر اندر حد فعل آید و قوی شود …
- شمارهٔ ۲۳ - سوگند نامه و مدح رضی الدین ابونصر نظام الملک وزیر شروان شاه خاقانی شروانیخلاص بود و کنون قلب شد ز سکه بگشتمزور آمد و خائن چو سکهٔ قلاب
- بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت وحشی بافقیهوس چندی دلم را رهزن آمدهمانا عشق پاکم دشمن آمد
- شمارهٔ ۲ - مجلس دوم سعدی شیرازی… د بندۀ مؤمن را به مقام اولیا که هر که کلمۀ اخلاص گفت به دایره ایمان درآمد اما هر که به قدم تقوا رفت غالب آن است که به مقام اولیا برسد. دلیل از قرآن که الا أن أولیاء الله لاخوف علیهم ولاهم یحزنون، ولایت را همین دو طرف است …
- فصل پنجم - این سخن برای آنکس است که او به سخن محتاج است جلال الدین محمد مولوی حکایت: شاعری تازیگوی پیش پادشاهی آمد و آن پادشاه ترک بود پارسی نیز نمیدانست. شاعر برای او شعر عظیم غرّا به تازی گفت و آورد. چون پادشاه بر تخت نشسته بود و اهل دیوان جمله حاضر امرا و وزرا آن چنانک ترتیب است شاعر به پای …
