جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۱۸۶ نتیجه برای «دو» با فیلتر رباعی · صفحهٔ ۴۴ از ۹۹
- رباعی شمارهٔ ۲۶۳ جلال الدین محمد مولویتا ظن نبری دور زمانم کشته استآن چشمهٔ آب حیوانم کشته است
- رباعی شمارهٔ ۲۷۴ جلال الدین محمد مولویتهدید عدو چه بشنود عاشق راستمیراند خر تیز بدان سو که خداست
- رباعی شمارهٔ ۲۸۴ جلال الدین محمد مولویچشمی دارم همه پر از صورت دوستبا دیده مرا خوشست چون دوست در اوست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۴ جلال الدین محمد مولویخواهی که ترا کشف شود هستی دوستبر رو به درون مغز و برخیز ز پوست
- رباعی شمارهٔ ۳۰۲ جلال الدین محمد مولویدر خواب مهی دوش روانم دیده استبا روی و لبی که روشنایی دیده است
- رباعی شمارهٔ ۳۱۶ جلال الدین محمد مولویدر نِه قدم ار چه راه بیپایانستکز دور نظاره، کارِ نامردانست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۲ جلال الدین محمد مولویما را همه دشمنند و تنها او دوستاز دوست به دشمنان بنالم، نه نکوست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۲ جلال الدین محمد مولویدور است ز تو نظر بهانه اینستکاین دیدهٔ ما هنوز صورت بین است
- رباعی شمارهٔ ۳۳۳ جلال الدین محمد مولویدوش از سر لطف یار در من نگریستگفتا بیما چگونه بتوانی زیست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۸ جلال الدین محمد مولویروزی که تو را ببینم آدینهٔ ماستهر روز به دولتت به از دینهٔ ماست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۹ جلال الدین محمد مولویروزی که مرا به نزد تو دورانستساقی و شراب و قدح و دورانست
- رباعی شمارهٔ ۳۴۶ جلال الدین محمد مولویسر سخن دوست نمیارم گفتدریست گرانبها نمیارم سفت
