جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۱۸۶ نتیجه برای «دو» با فیلتر رباعی · صفحهٔ ۴۵ از ۹۹
- رباعی شمارهٔ ۳۴۸ جلال الدین محمد مولویسرگشته دلا به دوست از جان راهستای گمشده آشکار و پنهان راهست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۰ جلال الدین محمد مولویعشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوستتا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۹ جلال الدین محمد مولویگر آتش دل نیست پس این دود چراستور عود نسوخت بوی این عود چراست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۵ جلال الدین محمد مولویگر در وصلی بهشت یا باغ اینستور در هجری دوزخ با داغ اینست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۰ جلال الدین محمد مولویکس دل ندهد بدو که خونخوار منستجان رفت چه جای کفش و دستار منست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۳ جلال الدین محمد مولویگوشم بکشید و گفت از اینها بازآیکان فتنه هردو کون بیدار شدهاست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۶ جلال الدین محمد مولویگفتا که نه بس بود که در دولت مناز من همه عمر باشد آب رویت
- رباعی شمارهٔ ۴۰۲ جلال الدین محمد مولویما را به جز این زبان ، زبانی دگر استجز دوزخ و فردوس مکانی دگر است
- رباعی شمارهٔ ۴۱۳ جلال الدین محمد مولویمستم ز خمار عبهر جادویتدفعم چه دهی چو آمدم در کویت
- رباعی شمارهٔ ۴۵۴ جلال الدین محمد مولوییاری که غمش دوای هر بیمار استاو را یار است هرکه با او یار است
- رباعی شمارهٔ ۴۶۳ جلال الدین محمد مولویآنجا بنشین که همنشین مردانندتا دود کدورت ترا بنشانند
- رباعی شمارهٔ ۴۶۶ جلال الدین محمد مولویآن دشمنِ دوستروی دیدی که چه کردیا هیچ به غور آن رسیدی که چه کرد
