جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۴۶۸ از ۱٬۵۰۱
- تکبیت شمارهٔ ۱۹۴ صائبنخلی که از ثمر نیست، جز سنگ در کنارشباد مراد داند، دمسردی خزان را
- شمارهٔ ۱۹۵ صائبمن کیم تا دست امیدم به آن دامن رسد؟این مرا بس کز رهش گردی به چشم من رسد
- تکبیت شمارهٔ ۱۹۶ صائبامید من به خاموشی، یکی ده گشت تا دیدمکه سامان میدهد دست از اشارت، کار لالان را
- شمارهٔ ۱۹۶ صائباز سر مشق جنون افتاده بودم سالهانوخطی دیدم که داغ کهنه ام ناسور شد
- شمارهٔ ۱۹۸ صائباز فضولی چشم بستم خار و گل همرنگ شدگوش را کردم گران، هر نغمه سیرآهنگ شد
- شمارهٔ ۱۹۹ صائبحاصل جمعیت عالم پریشانی بودبیشتر بیماری مردم ز مهمانی بود
- شمارهٔ ۲۱۱ صائبکجا چشم بد از دود سپندم در گزند افتد؟به بخت من گره در کار آتش از سپند افتد
- شمارهٔ ۲۱۴ صائبزهر در پیمانه کردم انگبین پنداشتندخون دل خوردم شراب آتشین پنداشتند
- شمارهٔ ۲۱۶ صائبعشقبازان را نسیم زلف می آرد به رقصبوی گل بیهوده خود را بر دماغم می زند
- تکبیت شمارهٔ ۲۱۷ صائبساحلی نیست به جز دامن صحرای عدمخس و خاشاک به دریای وجود آمده را
- شمارهٔ ۲۲۱ صائبمی گذارد کفش هر کس پیش پای میهماندر لباس خدمت اظهار ملالت می کند
- شمارهٔ ۲۲۳ صائبمیان نور و ظلمت عالمی دارم، نمی دانمکه شامم صبح یا صبح امیدم شام می گردد
