جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۴۸۳ از ۴۹۷
- بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم جلال الدین محمد مولویلیک این بار آن وزیر پر ز جودبر براق عز ز دنیا رفته بود
- فصل چهل و پنجم - شیخ ابراهیم عزیز درویشیست چون او را میبینیم جلال الدین محمد مولوی… و صلاح باشد و آن هم برای عوام است تا بر ایشان و قول ایشان اعتماد کنند زیرا نظر ایشان بر باطن نمیافتد و ظاهر بیناند و چون عوام متابعت ظاهر کنند بواسطه و برکت آن به باطن راه یابند. آخر فرعون نیز اجتهاد عظیم میکرد در بذل …
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیسیم کش کلیله است ودمنه وزیرچون او رای زن کس ندارد دبیر
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیشکارش نباشد جز از شیر و گورازیراش خوانند بهرام گور
- بخش ۲۵ ابوالقاسم فردوسیز راه جزیره برآمد یکیچو دیدش مر او را ز دور اندکی
- بخش ۴۴ ابوالقاسم فردوسیبفرمود تا پیش او شد دبیرسرافراز موبد که بودش وزیر
- بخش ۲۶ - یاد کردن قلم و خاصیت او و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… شرف گفتارست چون به شرفِ نوشتن دست ندارد ناقص بود چون یک نیمه از مردم. زیرا که فضیلت نوشتن است فضیلتی سخت بزرگ که هیچ فضیلتی بدان نرسد، زیرا که وی است که مردم را از مردمی به درجه فرشتگی رسانَد، و دیو را از دیوی به مردمی ر …
- (۴) حکایت فخرالدین گرگانی و غلام سلطان عطار نیشابوریبزیر تخت آن شاه معظمیکی سردابه بود از سنگ محکم
- (۶) حکایت یوسف و ابن یامین علیهما السلام عطار نیشابورییکی نامه بزیر پرده در دادز سوز جان یعقوبش خبر داد
- بخش ۶۱ - ذکر عبدالله منازل قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… ا بالین کرد و سر بر او نهاد و گفت: من مردم در حال بمرد بوعلی منقطع شد زیرا که او را علایق بود عبدالله مفرد و سخن اوست که گفت: ابوعلی ثقفی وقتی که سخن گفتی از برای خود گفتی نه از برای خلق و از جهة این بود که برکات سخن او …
- بخش ۴ - سبب نظم کتاب نظامی گنجویگفتمش گفتنی که بپسندندنه که خود زیرکان بر او خندند
- بخش ۸ - تعلیم خضر در گفتن داستان نظامی گنجویمگر در گذرهای اندیشهگیرکه از باز گفتن بود ناگزیر
