جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۹ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب جلال الدین محمد مولویگفت آری لیک کو دور یزیدکی بدست این غم چه دیر اینجا رسید
- بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست جلال الدین محمد مولویچون پدید آمد که آن مسجد نبودخانهٔ حیلت بد و دام جهود
- بخش ۱۱۵ - در معنی لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاکَ جلال الدین محمد مولویمن بدان افراشتم چرخ سنیتا علو عشق را فهمی کنی
- بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند» جلال الدین محمد مولویور بخسپی مشتری بینی به خوابچغد بد کی خواب بیند جز خراب
- بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام جلال الدین محمد مولویخلق را میخواندی بر عکس شداز خلافت مردمان را نیست بد
- بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ میزد کی باز کن ببین کی چه میبری آنگه ببر جلال الدین محمد مولویپاره پاره دلق و پنبه و پوستیندر درون آن عمامه بد دفین
- بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بیخویشتن شده جلال الدین محمد مولویکه بلغزد کوه از چشم بدانیزلقونک از نبی بر خوان بدان
- بخش ۱۵۴ - وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسرا جلال الدین محمد مولویتا که زیرک باشی و نیکوگمانچون ببینی واقعهٔ بد ناگهان
- بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر جلال الدین محمد مولویبلک اندر ملک دید او صد خطرموبمو ملک جهان بد بیم سر
- بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز جلال الدین محمد مولویامتحان چشم خود کردم به نورای که چشم بد ز چشمان تو دور
- بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته جلال الدین محمد مولویعلم اندر نور چون فرغرده شدپس ز علمت نور یابد قوم لد
- بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش جلال الدین محمد مولویکه بتاسانید او را ظالمیبر بهانهٔ مسجد او بد سالمی
